شما با ۱۰ دلار چه کاری برای شخص دیگری انجام می دهيد؟

2015-08-10«انجمن اعتباری» واقع در مدیسن و میلواکی آمریکا، مانند همه تعاونی های اعتباری دیگر با هدف جمع آوری سرمایه های خرد تاسیس شد تا بدین ترتیب اعضای آن بتوانند به خواسته هایشان که رسیدن به آنها در آینده نزدیک و به تنهایی غیر ممکن به نظر می آید برسند. این تعاونی در سال ۱۹۳۵ پایه گذاری شده است و عضویت در آن برای تمام ساکنان «ویسکانسین» آزاد است. در «انجمن  اعتباری» ما محصول نمی فروشیم بلکه ارتباط می سازیم. اعضای تعاونی اطمینان دارند که ما به آنها مشاوره های دقیق و راه حل های عملی می دهیم. تنها هدف ما ساختن آینده ای روشن برای اعضا است. منابع مالی این تعاونی برای اهدافی مانند خرید خانه، راه اندازی کسب و کار، ادامه تحصیل، خرید وسیله نقلیه و غیره استفاده می شود. تعاونی «انجمن اعتباری» تقریبا ۱۳۰ هزار عضو از ۲۴ منطقه دارد و آنها را تشویق به کار و تلاش بیشتر می کند.

«انجمن اعتباری» به این نتیجه رسیده است که برنامه هایی را برای مشارکت اعضا و انجام وظیفه اجتماعی اجرا کند که چند مورد از آنها را در ادامه ذکر می شود.

در سال ۲۰۰۵ در یک باشگاه، برنامه استار ( پس انداز برای رسیدن به اهداف) را به عنوان تنها تعاونی اعتباری جوانان افتتاح کردند. تعاونی اعتباری توسط جوانان اداره می شود و به آنان این توان را می دهد که هم از نظر مالی و هم از نظر مهارتی پیشرفت کنند.

علاوه بر این در سال ۲۰۱۰، تعاونی چند واحد مسکونی که توسط بانک ضبط شده بود را در اختیار گرفت و  از طریق مشارکت با آژانس های مالی چهار خانوار در این خانه ها ساکن شدند. این خانواده ها اکنون سرپناهی دارند که در آرامش در آن زندگی کنند. همچنین تمام هزینه های جاری خانه مانند بیمه، هزینه تعمیرات و نگهداری در قالب یارانه به اعضا توسط تعاونی پرداخت می شود.

پروژه چالش پول یکی از اقدامات ما در راستای مشاوره و آموزش اعضا است. چهار خانواده در این چالش شرکت می کنند و زیر نظر مشاوران مالی سعی می کنند تا از درآمد و منابع مالی خود بهتر و مفید تر استفاده کنند. هر خانواده ای که در مدت زمان ۷ ماه بیشتر پول ذخیره کند و بدهی بیشتری را پس بدهد به عنوان برنده مبلغ ۱۰ هزار دلار جایزه دریافت می کند.  تا به حال ده ها هزار دلار از بدهی های اعضا از همین طریق پرداخت شده. یکی از اعضای تعاونی می گوید: «آینده روشن تر به نظر می رسد و به زودی همه بدهی هایم پرداخت می شود.»

از دیگر اقدامات این انجمن تشویق به انجام کارهای خیرخواهانه است. در یکی از برنامه های تعاونی از مردم می پرسند با ۱۰ دلار چه کاری برای شخص دیگری انجام می دهند؟ سپس ۱۰ دلار به اشخاص برگزیده می دهند و آنها از طریق وب سایت اعلام می کنند که با این پول چه کاری انجام داده اند.

یکی دیگر از اهداف تعاونی برقراری ارتباط با تعاونی های دیگر است. تعاونی در سال ۲۰۱۱ مطالعات خود را جهت گسترش همکاری بین تعاونی ها شروع کرد. کری اوکانر، معاون تجارت و پیشرفت تعاونی می گوید: « به عنوان نتیجه مطالعات در ماه آوریل همان سال، یک نشست را با حضور اکثر تعاونی های منطقه برگزار کردیم و درباره این که چگونه میتوانیم همکاری ها را گسترش دهیم بحث و تبادل نظر کردیم. تمام تعاونی های حاضر اظهار داشتند که چالش بزرگ آنها معرفی تعاون به جامعه است. تعاونی ما به عنوان حامی اولین نشست همبستگی تعاونی ها شناخته می شود و این نشست به طور منظم برگزار می شود.»

تعاونی «انجمن اعتباری» برای رونق تعاونی های زیر مجموعه خود اقدامات زیادی انجام مداده است. به عنوان مثال منابع مالی یکی از تعاونی های توزیعی که به کشاورزان منطقه در توزیع هر چه بهتر محصولاتشان کمک می کند را تامین کرده است. همچنین تامین مالی چند تعاونی مسکونی و یک تعاونی تولیدی برای راه اندازی فروشگاه دوم را بر عهده گرفته است. اوکانر می گوید: « ما در چند سال گذشته تمرکز خود را بر تامین منابع الی و مشاوره و پیشنهاد تجاری به تعاونی ها معطوف کرده ایم. در حال حاضر ۹۶ تعاونی عضو تعاونی ما هستند.»

+ نوشته شده توسط رضا محمودی در چهارشنبه بیست و ششم آبان ۱۳۹۵ و ساعت 17:20 |

 

 تكرار خطاي آرموده شده در بنگاه هاي زود بازدهRelated image

 

اجرای طرح رونق تولید که با هدف تزریق 16 هزار میلیارد تومان منابع مالی به بنگاه‌های مشکل‌دار کلید خورد، به‌نظر در مسیر تکرار تجربه طرح شکست‌خورده بنگاه‌های زودبازده است. آسیب‌شناسی طرح در زمان اجرا علاوه بر اختلال در تشخیص بنگاه‌های مشکل‌دار و توزیع منابع دارای سه انحراف است. با وجود اینکه این طرح قرار بود با هدف فعال کردن 7500 بنگاه مشکل‌دار اجرا شود، اما مطابق آمار تاکنون بیش از 15 هزار بنگاه از این تسهیلات استفاده کرده‌اند که تفاوت فاحشی با هدف‌گذاری اولیه دارد. این اختلاف بالا می‌تواند ناشی از تخمین غیردقیق متولیان امر از تعداد بنگاه‌های نیازمند از یکسو و تغییر تعریف این بنگاه‌ها در طول زمان اجرای طرح، از سوی دیگر باشد. در عین حال، هر چند تعداد بنگاه‌های دریافت‌کننده تسهیلات دو برابر شده، اما مقدار تسهیلات اعطایی هنوز به سقف تعیین‌شده نرسیده است. ارزیابی‌ها نشان می‌دهد «حرکت منابع به سمت بنگاه‌های متروکه»، «تهاتر وام با بدهی‌های معوق بنگاه‌ها» و «نبود اعتبارسنجی در مسیر اعطای تسهیلات» سه انحرافی است که در مسیر اجرای این طرح دیده شده است. به‌عقیده کارشناسان، دولت به جای تزریق مستقیم پول که روشی انحراف‌زا است، باید از ابزارهای شفاف برای کمک به تولید استفاده کند. این کمک‌ها می‌تواند از طریق تخفیف‌های مالیاتی، تعدیل نرخ‌های بیمه و... باشد.

 

اعطای تسهیلات 16 هزار میلیارد تومانی با هدف تزریق منابع به 7500 بنگاه مشکل‌دار در حالی کلید خورد که با گذشت زمان، عملکرد مجریان طرح نشان می‌دهد طرح رونق در مسیر اجرا، دچار انحراف شده است. کارشناسان اعتقاد دارند این روش تزریق منابع به واحدهای مولد همواره انحراف‌زا بوده و موجب ایجاد رانت در مسیر اجرا می‌شود. «حرکت منابع به سمت بنگاه‌های متروکه»، «تهاتر وام با بدهی‌های معوق بنگاه‌ها» و «نبود اعتبارسنجی و کارشناسی نامناسب» سه انحرافی است که در مسیر اجرای این طرح مشاهده می‌شود. «دنیای اقتصاد» در این گزارش به آسیب‌شناسی طرح رونق از دو منظر اختلال در تشخیص و اختلال در توزیع می‌پردازد. این آسیب‌شناسی نشان می‌دهد مجریان طرح رونق در تعداد بنگاه‌های مشکل‌دار دچار اشتباه شده‌اند؛ چراکه قرار بود 7500 واحد از 16 هزار میلیارد تومان تسهیلات بهره‌مند شوند، حال آنکه آخرین آمار حاکی از اعطای تسهیلات به حدود 15 هزار واحد دارد. از این رو می‌توان این اشتباه را ناشی از دو موضوع دانست. تخمین ضعیف و اشتباه وزارت صنعت، معدن و تجارت یا تعریف بنگاه‌های مشکل‌دار. درخصوص آسیب اختلال در توزیع نیز به تخصیص تسهیلات به واحدهای کشاورزی پرداخته شده است. براساس این تحلیل، سقف وام‌های تخصیص داده شده به واحدهای کشاورزی پایین بوده اما واحدهای بیشتری از این بخش از تسهیلات موجود بهره‌مند شده‌اند. از این رو عملکرد مجریان طرح مثبت‌تر نشان داده می‌شود. در حالی که بخش صنعت همچنان از تخصیص نادرست منابع گله‌مند است. انتقادات فعالان اقتصادی از نحوه تخصیص تسهیلات 16 هزار میلیارد تومانی به واحدهای مولد(طرح رونق) موجب شد جلسه اخیر شورای گفت‌وگوی دولت و بخش‌خصوصی نیز به این موضوع اختصاص یابد و وزیر اقتصاد، برای حل مشکلات مربوط به طرح رونق تولید و پرداخت تسهیلات به بنگاه‌های کوچک پیشنهاد تشکیل کارگروهی متشکل از بخش دولتی و بخش‌خصوصی (وزارت اقتصاد و شورای گفت‌وگو) را ارائه بدهد تا با تشکیل این کارگروه مشکلات در آنجا مطرح و راه‌حل پیشنهاد شود. در این نشست کارشناسان حاضر به برخی از مشکلات مطروحه در گزارش تحلیلی پیش‌رو صحه گذاشتند.

 

آسیب‌شناسی طرح رونق

اوایل سال جاری بود که طرح تخصیص تسهیلات 16 هزار میلیارد تومانی در قالب طرح رونق اجرایی شد. این طرح در ابتدا با هدف حمایت از بنگاه‌های مشکل‌دار و حفظ اشتغال موجود و افرایش تولید به اجرا درآمد، اما کارشناسان اقتصادی اعتقاد دارند این طرح در مسیر اجرا با انحرافاتی مواجه شده که تاکنون به‌رغم پرداخت حدود 11 هزار میلیارد تومان به واحدهای مولد در بخش صنعت و کشاورزی، هنوز شاهد تغییری در وضعیت بنگاه‌های اقتصادی نبوده‌ایم. صاحب‌نظران این موضوع را از دو منظر آسیب‌شناسی می‌کنند. اول؛ اختلال در تشخیص و دوم؛ اختلال در توزیع.

پیش‌بینی‌های اولیه برای اجرای این طرح حاکی از آن بود که قرار است 7500 واحد تولیدی مشکل‌دار به‌واسطه تخصیص 16 هزار میلیارد تومان اعتبار، فعال شوند، اما در اجرا تعداد واحدها به حدود دو برابر تعداد پیش‌بینی شده رسیده است. به‌گونه‌ای که آخرین آمار منتشر شده از سوی سایت بهین‌یاب تا تاریخ 19 آبان‌ماه سال جاری نشان می‌دهد حدود 15 هزار و 800 واحد با تخصیص حدود 11 هزار میلیارد تومان توانسته‌اند از این تسهیلات استفاده کنند. صاحب‌نظران اقتصادی از این موضوع به‌عنوان اختلال در تشخیص یاد می‌کنند. به این معنی که در تشخیص اعتبار و تعداد بنگاه‌های آسیب‌دیده اشتباهی رخ داده است. این اختلاف بالا در تعداد بنگاه‌ها می‌تواند ناشی از 2 مساله باشد.کارشناسان اعتقاد دارند یا تخمین وزارت صنعت، معدن و تجارت از تعداد بنگاه‌های نیازمند بسیار ضعیف و غیردقیق بوده که بسیاری از بنگاه‌های نیازمند را از قلم انداخته است یا مساله می‌تواند این باشد که تعریف بنگاه‌های نیازمند در طول این مدت دستخوش تغییر شده است.

از سوی دیگر،‌ در ابتدا قرار بود بنگاه‌های مولد بخش صنعت در این طرح مشارکت داده شوند، اما در ادامه مسیر بنگاه‌های بخش کشاورزی نیز مشمول دریافت این طرح شدند. جالب آنکه بیشترین اعتراض درخصوص این تسهیلات از سوی فعالان بخش صنعتی بوده که معتقدند این تسهیلات تاثیری بر شرایط نابسامان این بخش نداشته است، اما در این میان کارشناسان اقتصادی به این موضوع اذعان دارند که در توزیع منابع، اختلال ایجاد شده است. سقف اندک تسهیلات در نظر گرفته شده برای واحدهای کشاورزی می‌تواند تعداد بیشتری از بنگاه‌های این بخش را منتفع کند از این‌رو در نمایش عملکرد مجریان طرح، تاثیری مثبت‌تر خواهد داشت؛ بنابراین با توجه به اینکه بخش صنعت نیازمند به تسهیلات بیشتر است، از این قافله عقب‌ مانده و نتوانسته آن‌طور که انتظار می‌رفت از این طرح استفاده کند. به همین دلیل نیز صنعتگران تاکنون در چند جلسه درخصوص تخصیص این تسهیلات انتقاد کرده‌اند.

 

زنگ خطر تکرار تجربه

آنچه برخی از صنعتگران درخصوص عملکرد مجریان طرح رونق مطرح می‌کنند حکایت از سه انحراف دارد. نخست اینکه قرار بود این تسهیلات به بنگاه‌های مولد و در حال فعالیت داده شود در حالی که برخی از فعالان اقتصادی می‌گویند این منابع شامل بنگاه‌های متروکه نیز شده است. از این رو زنگ خطر تکرار تجربه طرح شکست خورده بنگاه‌های زودبازده به صدا درآمده است. البته مجریان طرح رونق اعتقاد دارند نظارت کافی در این طرح اعمال خواهد شد و تجربه تلخ گذشته تکرار نمی‌شود.

دوم اینکه بخشی از این تسهیلات با بدهی معوق بنگاه‌ها از سوی بانک‌ها تهاتر می‌شود و پول جدیدی را وارد چرخه تولید نمی‌کند. در واقع افزایش سرمایه در گردش به منظور توسعه فعالیت تولیدی صورت نمی‌گیرد. بلکه بانک‌ها با توافقاتی که با مشتریان متقاضی دارند، تسهیلات تخصیص داده شده را به‌جای بدهی‌های معوق خود در نظر گرفته و عملا پرداختی صورت نمی‌گیرد. در نهایت اینکه نبود اعتبارسنجی مناسب و کارشناسی نادرست بنگاه‌های مشکل‌دار موجب شده تا بخشی از منابع نیز به جای احیای بنگاه‌های مولد به سمت بنگاه‌هایی برود که تنها ورشکستگی آنها را به تاخیر می‌اندازد.

حال آنکه با توجه به انحرافاتی که در تخصیص این منابع ایجاد شده و امکان دارد در آینده نیز بیشتر شود، پیشنهادهایی هم از سوی کارشناسان اقتصادی مطرح می‌شود. به عقیده آنها بهتر است دولت به جای تزریق مستقیم پول که روشی انحراف زا است، از ابزارهای شفاف برای کمک به تولید استفاده کند. این کمک می‌تواند از طریق تخفیف‌های مالیاتی، تعدیل نرخ‌های بیمه و تخفیف در برخی عوارض وضع شده باشد. استفاده از این ابزارها می‌تواند جامعه هدف را منتفع کند.

 

ایجاد کارگروه برای حل مشکلات طرح رونق

شصت و دومین نشست شورای گفت‌وگوی دولت و بخش‌خصوصی نیز به موضوع تخصیص 16 هزار میلیارد تومان به واحدهای مولد در قالب طرح رونق تولید اختصاص پیدا کرد. راهکارهای حمایت از توسعه بنگاه‌های کوچک و متوسط و بررسی چگونگی رفع مشکلات بانکی در ارائه تسهیلات رونق تولید به این بنگاه‌ها در این جلسه شورا موردبررسی قرار گرفت.

ابوالفضل روغنی، رئیس کمیسیون صنعت اتاق ایران در مورد تخصیص 16 هزار میلیارد تومان به واحدهای تولیدی از تناقض‌های موجود در گفتار و رفتار بانک مرکزی و وزارت صنعت، معدن و تجارت، انتقاد کرد و گفت: متاسفانه این طرح نتوانسته توفیق قابل‌ملاحظه‌ای داشته باشد. متاسفانه در ستادهای تسهیل استانی، نمایندگان بخش‌خصوصی بدون حق رأی دعوت می‌شوند. از سوی دیگر بیش از 50 درصد از این منابع به بخش کشاورزی اختصاص پیدا کرد. این فعال اقتصادی عنوان کرد: کماکان مانند گذشته روند دریافت تسهیلات به‌سختی انجام می‌شود. همچنین فاصله زمانی بین قرارداد تا پرداخت تسهیلات طولانی است که باید تا حد ممکن کاهش پیدا کند. محمدرضا رحمانی، قائم‌مقام وزیر صنعت، معدن و تجارت در واکنش به اظهارات مطرح شده یادآور شد: طرح رونق تولید جزو هفت طرح وزارتخانه است که با کسب پیشنهادهای بخش‌خصوصی تدوین و تصویب شد؛ رئیس اتاق ایران، رئیس اتاق اصناف و رئیس خانه صنعت و معدن از اعضای ستاد اقتصاد مقاومتی هستند و در آنجا نظرات خود را اعلام کرده‌اند.

وی تناقض رفتار بین وزارتخانه و بانک مرکزی را نیز تکذیب کرد و ادامه داد: تاکنون 11 هزار میلیارد تومان در قالب همین طرح پرداخت شده است. همچنین واحدهایی که می‌توانند، تولید کنند و محصولات خود را به فروش برسانند در اولویت قرار دارند. از طرفی این طرح شامل بخش مولد می‌شود پس بخش کشاورزی و صنعت در کنار هم قرار دارند. این مقام مسوول اعلام کرد: موضوع رسیدگی به وضعیت واحدهایی که از تسهیلات بهره گرفته‌اند نیز در برنامه کاری قرار گرفته و به‌صورت تصادفی این بررسی‌ها انجام می‌شود. عبدالمهدی بخشنده، معاون وزیر کشاورزی نیز در رابطه با حضور واحدهای فعال بخش کشاورزی در طرح مذکور، گفت: زمانی که سامانه برای ثبت‌نام واحدهای کشاورزی فعال شد، از بین 57 هزار واحد ثبت نامی، 38 هزار واحد مربوط به بخش کشاورزی بودند. از طرفی میزان منابعی که این بنگاه‌ها برای احیا نیاز دارند به‌مراتب از نیاز واحدهای صنعتی کمتر است.

معاون امور اقتصادی وزیر جهاد کشاورزی افزود: 18 هزار واحد تولیدی کشاورزی برای دریافت تسهیلات به بانک‌ها معرفی شده‌اند که 2 هزار و 600 میلیارد تومان تسهیلات اخذ کرده‌اند. طبق اظهارات فعالان اقتصادی در حال حاضر بیشترین انتقادات از اجرای طرح رونق تولید به مرحله آخر آن و مرتبط به بانک‌ها است؛ روند دریافت وثایق ازیک‌طرف و مدت طولانی بین انعقاد قرارداد و پرداخت تسهیلات باید اصلاح شود. در این رابطه نماینده بانک مرکزی عملکرد بانک‌ها را امیدوارکننده خواند و تصریح کرد: بانک‌ها باید پروانه بهره‌برداری معادن، محل اجرای طرح و انواع وثایقی که طبق قانون مورد تاکید قرارگرفته است را از فرد متقاضی به‌عنوان وثیقه بپذیرند. البته اگر این اتفاق نمی‌افتد باید با بانک‌های خاطی برخورد جدی شود.

براساس اظهارات وی در حال حاضر بانک کشاورزی از نظر تعداد و مبلغ بیشترین درصد تسهیلات را پرداخت کرده و بعدازآن بانک‌های ملی، سپه، صنعت و معدن، ملت، صادرات و تجارت قرار دارد. متاسفانه بانک‌های خصوصی در این مورد همکاری خوبی نداشته و نسبت به پرونده‌های ابلاغی بی‌توجهی کرده‌اند. وزیر اقتصاد و رئیس شورا در مورد طرح مذکور و آثار فعلی آن بر اقتصاد و تولید، تاکید کرد: وزارت صنعت، معدن و تجارت توانست 7 هزار واحد کوچک و متوسط را در کل کشور شناسایی کند که به لحاظ ساختاری مشکل‌ساز نشده بودند و تنها به دلیل تحریم‌ها و رکود حاصل از کمبود تقاضا با شرایط بدی مواجه شدند. با شناسایی این بنگاه‌ها دولت تصمیم گرفت تا حد ممکن به آنها کمک کند. با این شرایط اجرای طرح رونق تولید کلید خورد.

وی از تشکیل کمیته‌ای برای تشخیص امکان احیای واحدهای شناسایی‌شده سخن گفت و افزود: دولت نمی‌خواهد به‌هیچ‌وجه تجربه‌های شکست‌خورده گذشته را تجربه کند، به این ترتیب با جدیت وارد عمل شد. خوشبختانه طبق بررسی‌هایی که انجام‌شده هم بانک مرکزی و هم سازمان مالیاتی و تامین اجتماعی رویکرد مطلوبی به اجرای این طرح داشته‌اند. البته این ادعا به معنای نبود نقایص و مشکلات نیست. وی بیشترین مشکل امروز طرح اعطای تسهیلات به بخش‌های مولد را مربوط به بخش دریافت وثیقه دانست و تشریح کرد: انتقادات بیشتر مربوط به مرحله اجرای طرح است. بانک‌ها موظف هستند طبق قانون تکالیف خود را انجام دهند و باید با آنهایی که عملکرد مثبت ندارند برخورد شود. طیب‌نیا خاطرنشان کرد: اگر این طرح تا پایان سال جاری به نتیجه نرسد برای شخص من یک شکست بزرگ محسوب می‌شود. در نهایت مقرر شد کارگروهی با حضور وزارت صنعت، معدن و تجارت، بانک مرکزی، وزارت اقتصاد و دارایی و دبیرخانه شورا از هفته آینده تشکیل شود و به‌صورت موردی به بررسی مشکلات موجود در این بخش بپردازد.

همچنین در این جلسه رئیس اتاق ایران نیز ضمن ارائه گزارشی از سفر هیات اقتصادی به اروپای شرقی و لبنان به همراه وزیر امور خارجه و تاکید بر توجه هیات دولت نسبت به ضرورت حضور بخش‌خصوصی در سفرهایی که انجام می‌شود از افتتاح سامانه آماری اتاق ایران در هفته جاری خبر داد و گفت: اتاق ایران طبق قانون مکلف است که سامانه آماری را تهیه کرده و از این طریق تازه‌ترین اطلاعات تجاری و اقتصادی کشور را در اختیار فعالان اقتصادی قرار دهد. البته حساسیت و اهمیت موضوع آلودگی هوا طی چند روز گذشته موجب شد که در جلسه شورای گفت‌وگو نیز نگاهی به علل و راهکارهای پیشنهادی آن شود. در این جلسه که هم نمایندگان مجلس و هم وزیر اقتصاد و چند تن از معاونان سایر وزارتخانه‌ها حضور داشتند، آلودگی هوا به‌عنوان یک معضل جدی زیست‌محیطی که اثرات منفی مستقیمی بر جامعه دارد مطرح شد. حسین سلاح‌ورزی، قائم‌مقام دبیر شورای گفت‌وگو نیز از پایان یافتن دوره ماموریت 4 نفر از نمایندگان بخش‌خصوصی در شورا خبر داد و خواستار تعیین نمایندگان جدید برای دوره دو ساله آینده شد. بر این اساس پرویز عقیلی کرمانی مدیرعامل بانک خاورمیانه، ویدا سینا مدیرعامل مرکز تحقیقات صنایع انفورماتیک و محمد لاهوتی، رئیس کنفدراسیون صادرات که از قبل برای حضور در شورا اظهار آمادگی کرده بودند، با رای اعضای دائم شورا انتخاب شدند. البته قباد چوبدار از انجمن صادرکنندگان خدمات فنی مهندسی که ایشان نیز نامزدی خود را به دبیرخانه شورا اعلام کرده بود نتوانست رای اکثریت را به خود اختصاص دهد و مقرر شد چهارمین عضو در نشست بعدی تعیین شود. در این‌ بین ماشاءالله عظیمی، دبیرکل اتاق تعاون پیشنهاد تغییر طول مدت عضویت نمایندگان بخش‌خصوصی در شورا را داد که طبق گفته وزیر اقتصاد، ازآنجا‌که آیین‌نامه شورا مدت زمان عضویت این افراد را تعیین کرده، می‌توانیم با اصلاح آن نسبت به این پیشنهاد اعلام نظر کنیم.

 

 

منبع : دنياي اقتصاد

+ نوشته شده توسط رضا محمودی در چهارشنبه بیست و ششم آبان ۱۳۹۵ و ساعت 17:2 |
 
 
تعاوني هواداران  تيم هامبورگ يار دوازدهم اين تيم در بوندس‌لیگا
Image result for Stadium Hamburg

سیستم مالکیت هواداران فوتبال بر تیم ها که در آلمان رواج دارد مورد توجه بسیاری از هواداران تیم های دیگر اروپا که تیمشان از نظر مالی و مدیریتی مشکل دارد قرار گرفته است. اما تا همین چند سال قبل نیز هواداران فوتبال آلمان باید برای محافظت از این سیستم مالکیت عمومی و رابطه مستقیم بین هواداران و عوامل تیم تلاش می کردند.

در دهه ۱۹۹۰ طرفداران هامبورگ متوجه شدند که ساختار سنتی دموکراتیک باشگاه های فوتبال در آلمان به آنها این توانایی را می دهد که باشگاه را بر اساس خواسته و صلاح دید خود اداره کنند. بر همین اساس تعاونی هواداران باشگاه هامبورگ در سال ۱۹۹۳ به عنوان اولین دپارتمان هواداری رسمی در آلمان شروع به فعالیت کرد.

اما در کشوری که باشگاه های فوتبالش به پیروی از سیستم ۵۰% +۱  به هواداران تعلق دارد، ممکن است شما در لزوم و فایده تاسیس یک تعاونی هواداری رسمی شک کنید.

جن واگنر، مدیر تعاونی می گوید: «نقش ما در حمایت از باشگاه بسیار حیاتی است. برخلاف بسیاری از باشگاه های فوتبال آلمان، هیچ بخشی از ۴۹ درصد باقیمانده از سهام باشگاه به سرمایه گذاران بخش خصوصی واگذار نشده است. ما این جدایی را در سال ۲۰۰۵ حل کردیم که به معنی بیشترین اثر گذاری هواداران در سیاست های باشگاه است.

از زمان این موفقیت تعاونی به سرعت رشد کرد و هم اکنون بیش از هفتاد هزار نفر عضو دارد. تعاونی هواداران هامبورگ وظایف بیشتری نسبت به یک کانون هواداری ساده دارد و در سال ۲۰۰۷ زمانی که باشگاه در منطقه سقوط بود با راه انداختن کمپین “بیایید همین حالا انجامش دهیم” باعث شد تا تیم با روحیه بالا از سقوط به دسته پایین تر فرار کند.

واگنر اعتقاد دارد که وضعیت مالکیت هواداران در باشگاه در کشور آلمان بهتر از دیگر کشورهای اروپا است اما با این حال آنها باید گوش به زنگ باشند. باشگاه های سطح اول فوتبال آلمان مانند لایپزیک، هوفنهایم، لورکوزن و ولفسبورگ در درجات مختلف توسط بخش خصوصی اداره می شوند. در این بین باشگاه های ولفسبورگ و لورکوزن از ابتدا تحت مالکیت بخش خصوصی بود اما تعداد باشگاه هایی که از روش مالکیت هواداران به سمت مالکیت خصوصی متمایل می شوند بیشتر شده است.

هواداران عمیقا ناراحت هستند که قانون جدید مالکیت آنها را تحت تاثیر قرار دهد. بر طبق قانون جدید شرکت های تجاری که بیش از بیست سال اسپانسر باشگاه باشند می توانند برای خرید باشگاه اقدام کنند. این دقیقا اتفاقی است که در اسپانیا، انگلستان و ایتالیا به وقوع پیوست و باعث شد مشکلات بزرگی برای باشگاه های این کشورها به وجود بیاید. در حال حاضر جلسه عمومی سالانه هنوز منبع اصلی تصمیم گیری ها و سیاست گذاری ها در باشگاه های سنتی آلمان است و به همین دلیل آینده و پیشرفت فوتبال این کشور در دست هواداران و طرفداران فوتبال است.

 

 

منبع : تعاون انلاين 

+ نوشته شده توسط رضا محمودی در یکشنبه بیست و سوم آبان ۱۳۹۵ و ساعت 11:38 |
mirhadi-2-600x433

 

... فهميدم بانو ‘ فهميدم !

دلت به رفتن بود ‘ تنها باز صبوري كردي كه ما آماده باشيم ....

.....كه ما آماده باشيم .........

كه ما يادمان باشد ‘ آماده باشيم براي ماندن ‘ براي رفتن .....

و به خاطر داشته باشيم كه هميشه ماندگار بودن ‘ رازي دارد !

رازي كه در نگاهت پيدا بود ودر كلامت هويدا  و در روزگارت جاري ....

بدرود بانو ‘ بدرود .....

... به خدا ميسپاريمت ‘ بدرود ....

 از دوست عزيز استاد نادر فاطمي در روز درگذشت بانوي بزرگوار و استاد ارجمند توران مير هادي راهش پر رهرو

+ نوشته شده توسط رضا محمودی در چهارشنبه نوزدهم آبان ۱۳۹۵ و ساعت 9:8 |
توران میرهادی

درخت زندگی

گزارشی از زندگی توران میرهادی، بنیان‌گذار مدرسه فرهاد و شورای کتاب کودک

شادی خوشکار

صدای دختران دبیرستانی در کوچه سعدی می‌پیچد و از بالای دیوارها خود را می‌رساند به تراس بزرگ پلاک سه. کسی در این تراس راه نمی‌رود و منتظر شنیدن صدای بچه‌مدرسه‌ای‌ها نیست. کوچه خلوت و کم‌رهگذر انگار خوابیده است. همسایه‌ها می‌گویند ساکن پلاک سه را نمی‌شناسند و آپارتمان‌های تازه‌ساز قد بلند کرده‌اند و چشم‌شان را به روی درخت‌های تنومند سن‌وسال‌دار بسته‌اند. توران خانم سه ماه تابستان منتظر شنیدن صدای بچه‌ها بود،‌ منتظر اول مهر، مثل این دو‌سال که زیاد از خانه بیرون نمی‌رفت، در تراس خانه قدم می‌زد و در جواب احوالپرسی می‌گفت: درد و درد و درد. در خانه‌ای که اواخر دهه ٥٠ خریدند تا همسرش روزهای آخر زندگی را در آب‌وهوایی بهتر زندگی کند. همسایه روبه‌رو از پشت آیفون می‌گوید: «می‌شناسم‌شان، ٤٠‌سال است همسایه‌ایم. قدیمی‌ها می‌شناسند». 
-   می‌دانید خانم میرهادی چه کار می‌کردند؟
-   مثل این‌که برای بچه‌ها کار می‌کردند. چهره ماندگار است.
-  بله، شورای کتاب کودک.
-   انگار کتاب می‌نوشتند. یک کتاب زندگی‌نامه‌ به من داده‌اند. کمی در محله بچرخید، کتاب را پیدا می‌کنم نشان‌تان دهم.
همسایه‌ها خانه نیستند، نیستند یا نمی‌شناسند. زن می‌گوید خانه آجر سه‌سانتی سر کوچه می‌شناسد، می‌گوید مثل من می‌شناسد، در همین حد که عصرها پیاده‌روی می‌کردند و می‌دیدیم و سلام‌علیک می‌کردیم. آن سال‌ها دست نوه‌های کوچک‌شان را می‌گرفتند و در محله قدم می‌زدند. یکی از همین همسایه‌ها چند وقت پیش نامه بلندبالایی برای ساکن خانه پلاک ٣ نوشت که ممنون که با درخت‌هایتان این محله را آباد کردید. با درخت‌ها محله‌ را و با مدرسه فرهاد و شورای کتاب کودک و فرهنگ‌نامه، آینده‌ بچه‌ها را.


مادر، شخصیت تأثیرگذار زندگی توران خانم
اواخر دهه ٨٠ است و توران میرهادی هنوز در شورای کتاب کودک حضور طولانی مدت و فعال دارد. در کارگاه‌هایی که برای آشنایی با ادبیات کودک در این نهاد برگزار می‌شود، هر‌سال تعداد زیادی از علاقه‌مندان به ادبیات کودک شرکت می‌کنند. یکی از جلسه‌ها را خود میرهادی به علاقه‌مندان درس می‌دهد. او در این کلاس از مادرش می‌گوید، از تاثیری که این زن در زندگی‌اش گذاشته است. می‌گوید در کودکی منتظر بودیم که مادرم ما را به آشپزخانه صدا کند، هر بار که زنگ را به صدا درمی‌آورد، ما هرکجا که بودیم خودمان را به او می‌رساندیم، چون می‌خواست مطلبی را برایمان تعریف کند یا قصه‌ای بگوید.
«من در ٢٥خرداد ‌سال ١٣٠٦ در تهران یا دقیق‌تر بگویم، در روستای تجریش شمیران در خانواده‌ای اهل علم و هنر به دنیا آمدم. ما پنج خواهر و برادر بودیم و من چهارمین فرزند خانواده هستم. پدرم مهندس و مادرم گرتا دیتریش، مجسمه‌ساز و هنرمند آلمانی بود. مادرم با وجود داشتن ملیت آلمانی، همه ما را ایرانی بار آورد. می‌خواست ما را آدم کند. وقتی از او پرسیدیم چرا مجسمه‌سازی را رها کردی؟ پاسخ داد شما را ساختم و این خیلی سخت‌تر بود.» زبان اصلی در خانه فارسی است، بچه‌ها به مدرسه ایرانی می‌روند اما آلمانی یادگرفتن‌شان ماجرایی است: «در طی‌ سال تحصیلی آموزش ما شفاهی بود، مادر فقط با ما به زبان آلمانی صحبت می‌کرد و ما گاهی نیمی آلمانی نیمی فارسی به او پاسخ می‌دادیم. ولی وقتی مدرسه تمام می‌شد و ما از تهران به شمیران می‌رفتیم، درس‌های روزانه شروع می‌شدند. صبح به صبح ٦ روز در هفته سر ساعت هشت‌ونیم، مادر سبد خیاطی خود را با جوراب‌های سوراخ‌شده‌ ما برمی‌داشت و روی نیمکتی می‌نشست و ما پنج نفر را به نوبت صدا می‌زد. کتاب آلمانی ساده‌ای را پیش‌روی ما می‌گذاشت، او می‌دوخت یا وصله می‌کرد و ما می‌خواندیم و پرسش‌های او را پاسخ می‌دادیم و دیکته می‌نوشتیم،‌ هرکدام نیم‌ساعت آموزش می‌دیدیم». مادری هنرشناس که مدتی در هنرستان کمال‌الملک تاریخ هنر تدریس کرد و آشنایی او با علی‌اکبر صنعتی جوان فرصتی شد که فرزندانش درس نقاشی را هم یاد بگیرند. مادری که میرهادی در گفت‌وگوهایش گفته است: مجسمه‌های او جزیی از زندگی ما بودند. مادر اصرار داشت توران باغبانی بخواند، چون باغبان هم لازم داریم و همه نباید مهندس و دکتر شوند. توران می‌خواست زیست‌شناسی بخواند اما رشته زیست‌شناسی جداگانه در هیچ دانشگاه اروپایی تدریس نمی‌شد، او به دانشگاه سوربن رفت و در رشته روانشناسی و تعلیم و تربیت پیش‌دبستان و ابتدایی تحصیل کرد. قبل از رفتن به فرانسه در سال‌های ١٣٢٣ و ١٣٢٤ که مبارزه با بی‌سوادی در کشور شکل گرفت، او شاگرد جبار باغچه‌بان شد: «معلمان برجسته‌ای چون جبار باغچه‌بان و دکتر محمدباقر هوشیار، جوانان را برای شرکت در این امر تعلیم دادند. من نیز شاگرد کلاس جبار باغچه‌بان شدم و شیوه‌ تدریس او را آموختم. ولی دانش کار او جرقه‌های بسیاری در ذهنم به وجود آورد و احساس کردم از این کار لذت می‌برم. این جرقه‌ها با کلاس‌های دکتر هوشیار در دانشسرای عالی گسترش یافت. زمانی که دکتر هوشیار از فلسفه‌ ارزش‌ها و چگونگی ارتقای انسان از مرحله‌ غریزی به مرحله‌ عرفانی سخن می‌گفت مرا متوجه نقش بسیار مهم تعلیم و تربیت کرد. بچه‌ها در دبیرستان همه‌چیز می‌خوانند ولی فرصت این‌که بفهمند ماهی کدام آب‌اند را پیدا نمی‌کنند».
سال‌هایی که تازه جنگ جهانی دوم به پایان رسیده بود، میرهادی که در فرانسه درس می‌خواند تابستان‌ها داوطلب بازسازی ویرانه‌های جنگ می‌شد: «کار مداوم و سنگین، از ٦ صبح تا دو بعد‌ازظهر»، خبر تصادف برادر کوچکترش فرهاد را در فرانسه می‌شنود: «این خبر مرا زیرورو کرد، غمگین و سرگردان شدم. اما مادرم به ما آموخته بود که از غم‌های بزرگ نیرو بگیریم و احساس درد شدید خود را در کاری ارزشمند خیرخواهانه و با هدفی والا بیان کنیم. برادرجان به جای تو هم کار خواهم کرد. این ندای درونی را هنوز به یاد دارم». زندگی توران خانم طوری رقم می‌خورد که غم از دست دادن عزیزانش را می‌بیند. غم از دست رفتن همسر اولش یک‌سال پس از ازدواج، غم از دست دادن پسرش در سیل شمال‌ سال ١٣٤٢ و غم از دست دادن همسر دومش که در تمام سال‌های اداره مدرسه فرهاد و شورای کتاب کودک و فرهنگ‌نامه همراهش بود، وقتی تازه به خانه‌ جدید آمده‌اند.
مدرسه فرهاد را به نام و یاد برادرش می‌سازد. «سال ١٣٣٠ هنگام بازگشتم به ایران، به هیچ‌وجه حالتی را نداشتم که اکنون در دانشجویان می‌بینم. برای من تصور برنگشتن وجود نداشت. زمانی که فرزند اولم پیروز به سنی رسید که می‌توانستم او را همراه داشته باشم، از پدرم پرسیدم کمک می‌‌کند تا کودکستانی به نام برادرم فرهاد دایر کنم؟ چون برای تأسیس کودکستان احتیاج به مجوز داشتم و سنم قانونی نبود، مادرم پیشقدم شد و برایم امتیاز کودکستان را گرفت و پدرم یک‌ساله خانه‌ای کوچک اجاره کرد که با آن ١٠ میز و ٦٠ صندلی کوچک در اختیارم گذاشت.» ٥ چند‌سال بعد کودکستان فرهاد مدرسه می‌شود و تا ١٣٥٩ مدرسه فرهاد فعالیت می‌کند: «همسر اولم وقتی از دنیا رفت، من بچه‌ای هشت‌ماهه داشتم. روزگار چنین خواست که یکی از دوستان همسرم پیش بیاید و نقش پدر را برای او برعهده بگیرد. او محسن خمارلو بود. محسن خمارلو در رشته‌های مختلف یاری‌ام کرد و مثل یک مهندس مکانیک، فلزکار، نجار و نقاش کارهای فنی مشکلات کودکستان و بعدها دبستان و راهنمایی را برطرف می‌کرد»
همزمان با سال‌های فعالیت در مدرسه به کمبود کتاب‌های کودک و نوجوان پی می‌برد. خاطرات کودکی‌اش دوباره زنده می‌شوند، زمانی که «کتاب‌های داستان و غیرداستان انگشت‌شماری به زبان فارسی برای کودکان و نوجوانان وجود داشت و متل‌ها و قصه‌ها سینه‌به‌سینه نقل می‌شد. گیس‌سفیدی در خانه داشتیم به نام سکینه خانم. ما پنج خواهر و برادر، شب‌ها کنار او جمع می‌شدیم، تابستان‌ها روی گلیمی که در حیاط پهن می‌کرد و زمستان‌ها زیر کرسی و او برای ما قصه می‌گفت. از آن دوران افسانه‌های خاله سوسکه و آقاموشه، نمکی، کدو قلقله‌زن، ماه‌پیشونی و ملک ابراهیم را به یاد دارم. مادرم برای ما داستان‌های شنل‌قرمزی، سفیدبرفی و دخترک کبریت‌فروش را تعریف می‌کرد و شعر مادری که همه چیزش را داد تا فرزندش را باز پس بگیرد».
همه‌جا می‌گوید شورای کتاب کودک به همت گروهی کوچک که به نیازهای کودکان ایرانی به کتاب‌های گوناگون توجه داشتند، تأسیس شد و من هم یکی از پایه‌گذاران آن بودم. در شوراست که نیاز تالیف فرهنگ‌نامه‌ای برای کودکان و نوجوانان ایرانی احساس می‌شود و میرهادی و همکارانش شروع به‌کار می‌کنند. فرهنگ‌نامه‌ای که حالا جلد ١٦ آن منتشر شده است.


نیرویی از شادی‌ها، نیرویی از غم‌ها
توران خانم تا همین یکی دو‌سال پیش هر روز مسیر طولانی نیاوران تا خیابان وحید نظری در محله انقلاب را می‌رفت تا به شورای کتاب کودک برسد، آرام‌آرام از پله‌ها بالا برود و خودش را به طبقه فرهنگ‌نامه برساند، تا خرداد ‌سال ٩٤ که دیگر در خانه ماند و مسئولیت‌هایش را در شورا واگذار کرد. منیژه ظهیری از آن زمان روزها را با میرهادی گذراند: «از ‌سال ٧٠ که به شورا رفتم میرهادی را می‌شناسم، از ‌سال ٩٤ بود که وقتی خسته می‌شدند از شورا به خانه من می‌آمدند که نزدیک بود و کمی استراحت می‌کردند. بعد از آن وقتی دخترشان دنبال کسی می‌گشتند که در روزهایی که خانه هستند، همراه‌شان باشد، من داوطلب شدم. هفته‌ای چهار روز همراه‌شان بودم.» ظهیری غیر از دوشنبه‌ها هر روز از ساعت ٨صبح تا ٥بعد‌ازظهر در خانه میرهادی بود. روزهایی که اکثرشان با سکوت می‌گذشت، آن‌قدر که گاه‌به‌گاه یکی‌شان می‌گفت: چه سکوتی. «گاهی که حال‌شان را می‌پرسیدم می‌گفتند درد و درد و درد که من فکر می‌کنم ناشی از دوری از کار بود. بیشتر حرف‌شان این بود که من شاگردی کرده‌ام. درباره آقای مافی می‌گفتند و می‌گفتند وقتی نوش‌آفرین انصاری آمد توانستیم فرهنگ‌نامه را به صورت دایره‌المعارف قابل قبول درآوریم». گاهی، روزهای دوشنبه اول ماه می‌رسید و در خانه‌ بزرگ و پردرخت باز می‌شد، شاگردهای قدیمی مدرسه فرهاد می‌آمدند و او را می‌دیدند. شاگردانی که حالا هر کدام‌شان در گوشه‌ای از دنیا زندگی می‌کنند و نامه‌هایشان می‌رسد که می‌گویند: «مدرسه خانه دوم ما بود» و یادشان است روزی که در مدرسه پای کودکی زخمی شد و میرهادی خودش پای بچه را پانسمان کرد.
دکتر بالا رفتن از پله‌ها را برای توران خانم ممنوع کرده‌ است، توران خانم این اواخر به طبقه پایین خانه آمده و تخت‌اش را در کتابخانه گذاشته. گاهی می‌گوید درد دارم و ظهیری پیشنهاد می‌دهد در ایوان قدم بزنند. صدای پرنده‌ها از لابه‌لای درخت‌ها می‌آید، توران خانم می‌پرسد: مادر و پنجاه‌سال را خوانده‌ای؟ گاهی چیزهای کوچک را فراموش می‌کند و وقتی از او می‌خواهند درباره مقاله‌ای نظر بدهد، می‌گوید اگر می‌توانستم کارهای مهم‌تری داشتم. هنوز روزنامه‌ها را می‌خواند و خبرها، خبرهایی که از بچه‌ها می‌رسد توجهش را جلب می‌کند. گاه ناراحت می‌شود و می‌گوید: امروز خیلی ناراحتم. روزی است که شنیده یک بچه تنبیه شده یا در روزنامه خوانده که بحرانی برای بچه‌ها پیش آمده: «یک روزهایی که مسائل روزمره ناراحت‌شان می‌کرد می‌گفتند امروز عصبانی‌ام یا حالم خوب نیست. ایراد می‌گرفت از سبک امتحان‌ها و معلمی یا این‌که بچه‌ها را برای کنکور می‌ترسانند. بیشتر دوست داشت ما بچه‌ها را درک کنیم و می‌گفت همه بچه‌ها توانا هستند. نباید به آنها برچسب بزنیم.» فریده میلانی می‌گوید، همکار و همسایه‌اش از ‌سال ٥٥ با میرهادی آشنا شد و  از ‌سال ٦٤ هم، همسایه‌ شدند.
میلانی مربی دوره‌دیده در انگلستان بود که مسئول آموزش حرفه‌‌وفن در  مدرسه یمینی شریف شد و با توران میرهادی در مدرسه فرهاد جلساتی داشتند: «خانم میرهادی را یادم می‌آید که نخستین جلسه آمدند و به ما گفتند رسالت کارتان چیست و چطور باید کار کنید. آن ‌سال مدرسه ملی داشتند که بعد مدرسه تجربی شد.» میرهادی گاهی در این رفت‌وآمدها از میلانی اوضاع دانشجویان را می‌پرسید: دانشجوها چه کار می‌کنند الان چه درس می‌دهی و چه درس‌هایی داری: «من فوق‌لیسانس کودکان استثنایی دارم و هر وقت مورد کودکان استثنایی در شورا مطرح می‌شد بلافاصله به من می‌گفتند و می‌پرسیدند چه بکنیم». صبح اول وقت در شورا حاضر بود و تا دیروقت کار می‌کرد: «حتی ماشین هم نداشتند و با وسیله عمومی می‌رفتند. بعدها دخترشان برایشان آژانس می‌گرفت که صبح‌ها ایشان را می‌برد و عصرها می‌آورد. بعضی‌وقت‌ها عصرها به همراه ایشان و آقای مافی با هم برمی‌گشتیم و توی راه صحبت می‌کردیم.»
١٢سال گذشته است از روزی که میلانی برادرزاده‌اش را پیش میرهادی می‌برد، دختر نوجوانی که مادرش را تازه از دست داده‌ است. میرهادی می‌گوید: نگاه کن دخترم، کسانی که از دنیا رفتند همه در قلبم جا دارند، با آنها گفت‌وگو و درددل می‌کنم و خستگی‌های روزم را به آنها می‌گویم. ولی خودم را از کار و زندگی کنار نمی‌کشم. این ناراحتی‌ها همیشه به من یک انرژی تازه می‌دهد و سعی می‌کنم که از این راه بتوانم کارهای بهتری انجام دهم. میرهادی در جایی گفته‌است: «مرگ فرزند باعث شد عشق محدودم به عشقی فراگیر تبدیل شود و همه فرزندان این سرزمین را دوست داشته باشم» و «توانم را در زندگی مدیون مادرم هستم، چون او نه در گفتار، در عمل نشان داد چگونه می‌شود با سختی‌ها جنگید. او می‌گفت آدم از شادی‌ها یک‌جور نیرو می‌گیرد و از غم‌ها جور دیگر».
برای چنین کودکانی که سال‌ها برایشان کار کرده، دیدن رقابت و خشونت در دنیای‌شان ناراحت‌کننده ‌است. به دوستانش می‌گوید روی این موضوعات پژوهش کنید. ظهیری می‌گوید: «مسأله اصلی ایشان خشونت و مقایسه است. همان زمانی که در فرهاد کار کردند و چه بعد از آن هرچه در این زمینه‌ها بود، هر خبری می‌خواند، ذهنش درگیر می‌شد. دنبال این بودند که چه کاری در این مورد انجام می‌شود، یا شده است. می‌گفت باید مستند حرف زد، الکی چیزی را نگفت. سکوت‌شان بیشتر از این جهت بود».


امروز صدای بچه‌ها نمی‌آید
توران خانم خودش هر روز در را برای خانم ظهیری باز و از او استقبال می‌کرد. می‌پرسید چطور آمدی و خیابان‌ها شلوغ نبود؟ در ایوان می‌نشستند و به صدای پرنده‌ها گوش می‌دادند، کمی بعد میرهادی می‌رفت برای استراحت. ظهیری در‌ هال می‌نشست یا گاهی به آشپزخانه‌ای می‌رفت که همه چیز در آن منظم بود. نظمی که می‌گوید مادر میرهادی در خانه ایجاد کرده بود و پابرجا بود. میرهادی می‌گفت در خانه ما تقسیم کار است و جمعه‌ها من اتو می‌کشم. یک روزهایی بیشتر در ایوان قدم می‌زد. زمستان‌ها شال روی سر می‌گذاشت و لباس گرم می‌پوشید. در حیاطی که سراشیبی دارد، خیلی آهسته راه می‌رفتند دست‌دردست هم: «می‌گفتند نمی‌خواهم دردسر درست کنم. با هم می‌رفتیم یک ذره می‌نشستیم، پنج دقیقه طول می‌کشید و برایشان خوب بود.»
حالا آن روزها گذشته است. یکی از آن روزها وقتی ظهیری در آشپزخانه بود، میرهادی دیگر صدایش نکرد: «همیشه می‌پرسید کجایی؟ من چای درست کرده بودم و قاشق را در استکان حرکت می‌دادم و از این صدا بیدار می‌شدند. آن روز که رفتم دیدم روی تخت مچاله شده‌اند. لباس آبی پوشیده بود».
زن ساکن خانه آجر سه‌سانتی می‌گوید کتاب را پیدا نکردم برایتان، دخترم برده خانه خودش. راستی حال خانم میرهادی چطور است؟
-   حال‌شان زیاد خوب نیست. بیمارستان هستند.
-   آخی، نمی‌دانستم.
صدای بچه‌ها در کوچه پیچیده و می‌رسد به سکوت دیوارهای خانه پلاک سه. قد درخت‌ها سر را بلند می‌کنند به تماشا و می‌رسانند به آسمان: «کم‌حرفی جزو خصوصیات شان بود. گاهی می‌پرسیدم غیر از درد چه چیزی؟ می‌گفتند ادامه درد. فقط جاهایی که لازم بود حرف می‌زدند. گاهی از بچه‌‌مدرسه‌ای‌ها می‌پرسید که صدای بچه‌ها نمیاد. می‌گفتم امروز نیامده‌اند. تعطیل است. می‌دیدم چقدر از صدای فریاد بچه‌ها لذت می‌برند».

 

  • منبع: گفت‌وگو با زمان، مجموعه گفت‌وگوهای توران میرهادی، تدوین: مسعود میرعلایی، انتشارات موسسه پژوهشی تاریخ ادبیات کودکان

 

منبع: شهروند

 

+ نوشته شده توسط رضا محمودی در چهارشنبه نوزدهم آبان ۱۳۹۵ و ساعت 8:48 |

اقتصاد تعاوني راهي براي رسيدن به توسعه پايدار

برگرفته از بيانيه اجلاس بين الملي كانادا

 

 

شركتهاي تعاونی و علاقه مندان به اقتصاد تعاون  با شرکت در جلسات و میزگردهای طولانی و متعدد در اجلاس بين الملي تعاوني ها در كبك كانادا پیش نویس تعهد تعاونی ها به برنامه توسعه پایدار سازمان ملل را تهیه کردند. این پیش نویس در هفته های آتی و پس از اعمال نظرات سازنده و ویرایش نهایی توسط مونیک لیرو، رییس اتحادیه بین المللی تعاونی ها به سازمان ملل اهدا می شود.

امنیت غذایی                                              

در بیست سال گذشته پیشرفت های زیادی در زمینه امنیت غذایی در جهان صورت گرفته است اما هنوز قریب به ۸۰۰ میلیون نفر در سرتاسر جهان از سوء تغذیه رنج می برند. این درحالی است که در نیمه قرن ۲۱ جمعیت جهان به ۹ میلیارد نفر می رسد و برای تامین مواد غذایی مورد نیاز این جمعیت تولیدات کشاورزی باید ۶۰ درصد افزایش پیدا کند.

اقداماتی که تعاونی ها در زمینه امنیت غذایی انجام می دهند:

  • تبدیل شدن تعاونی ها به یک ابزار اجرایی قطعی برای سازماندهی و بازاریابی محصولات کشاورزی
  • توسعه محصولات و پایداری عملکرد کشاورزان خرده پا و خانوادگی
  • تسهیل دسترسی به زمینهای کشاورزی و آب مورد نیاز و حمایت از دارایی های محلی
  • گسترش دسترسی کشاورزان به نیاز های اساسی کشاورزی مانند نهاده، ماشین آلات، انرژی، خدمات مالی، اطلاعات، دانش و فناوری روز.
  • پرورش نسل جدید تولید کنندگان محصولات کشاورزی با استفاده از نیروی انگیزه جوانان
  • رساندن صدای کشاورزان خرده پا به گوش دولت تا بر اساس مشکلات آنان تصمیم گیری ها و سیاست گذاری ها انجام شود
  • حمایت از زنان در بخش کشاورزی از طریق آموزش و در اختیار گذاشتن اطلاعات و فناوری به آنان
  • کمک به کاهش تاثیرات نا امنی غذایی بر جوانان، مخصوصا در مورد افزایش قیمت مواد غذایی اساسی و از بین رفتن محصولات

 

اشتغال

بیش از ۲۰۰ میلیون نفر در سال ۲۰۱۶ بیکار هستند و این رقم در سالهای آینده بیشتر هم خواهد شد. جوانان، مخصوصا زنان جوان بیشترین نرخ بیکاری را در بین همه اقشار به خود اختصاص داده اند.همچنین نابرابری درآمد حتی در بین جوامع پیشرفته نیز در حال افزایش است. اما تعاونی ها بیش از ۲۵۰ میلیون اشتغال ایجاد کرده اند و نقش کلیدی در اشتغال زایی دارند.

بر همین اساس تعاونی ها این اقدامات را در رابطه با اشتغال زایی انجام می دهند:

  • تشویق و ترویج کارآفرینی، خصوصا در بین جوانان و زنان.
  • تسهیل تاسیس و توسعه بنگاه های کوچک و متوسط.
  • ترویج و پیشنهاد شغل هایی که باعث تضمین یک زندگی سالم و با کیفیت می شوند.
  • ترویج تحصیلات و توسعه آموزش مهارت در بین جوانان.
  • توانمند ساختن آسب پذیرترین گروه ها، از جمله زنان جهت یافتن شغل مناسب با محوریت خود اشتغالی تا زنان نیز در تصمیم گیری ها و رشد اقتصاد حضوری فعال داشته باشند.

دسترسی به مراقبتهای درمانی و خدمات اجتماعی

سلامتی و تندرستی از حقوق اولیه هر انسانی است. ۴۰۰ میلیون نفر در جهان به خدمات بهداشتی دسترسی ندارند و ۶ درصد از مردم در کشورهای فقیر و در حال توسعه صرفا به خاطر هزینه های پزشکی در زیر خط فقر زندگی می کنند. اقدامات تعاونی ها در راستای گسترش دسترسی به مارقبتهای درمانی و خدمات درمانی:

  • محافظت از افراد در مقابل خطرات و ریسک های ناشی از هزینه های مراقبت های بهداشتی و خدمات اجتماعی، از جمله تهیه دارو
  • گسترش دسترسی به خدمات درمانی از لحاظ جغرافیایی جهت بهره مندی مناطق محروم روستایی و دور افتاده
  • تامین لیست کاملی از اقدامات درمانی و خدمات اجتماعی برای اقشار آسیب پذیر و به حاشیه رانده شده
  • توانمند ساختن جوامع جهت پیشگیری و درمان بیماریها و توسعه رویکردهای جمعی با محوریت فرد
  • توانمند سازی افراد پیر و مسنی که نمی توانند به طور مستقل زندگی کنند جهت زندگی در خانه خود
  • همکاری با دولتها و حمایت از نهادهای غیر دولتی برای توسعه مراقبتهای بهداشتی زنان و دختران. این گروه در حالی که بیشترین مراقبتها را نیاز دارند از کمترین امکانات بهره می برند

 

فقر و فراگیری مالی

بیش از ۲ میلیارد نفر در جهان به خدمات مالی دسترسی ندارند و فراگیری مالی یک عامل کلیدی در ریشه کن کردن فقر است. تعاونی ها برای ریشه کنی فقر متعهد می شوند که اقدامات زیر را انجام دهند.

  • تقویت تعاونی های مالی جهت ارائه خدمات مالی مناسب
  • استفاده از تکنولوژی روز برای ارائه خدمات مالی به جمعیتی که از نظر جغرافیایی، اجتماعی و یا اقتصادی جدا افتاده اند.
  • تقویت قدرت اقتصادی قشر ضعیف از طریق اعطای وام های کم بهره.
  • تقویت مطالعات اقتصادی و مالی در بین مردم و جوامع.
  • توانمند ساختن افراد کم درآمد و خانواده آنان برای افزایش امنیت اقتصادی.
  • کمک به استقلال مالی زنان با تسهیل دسترسی آنان به مطالعات و دانش و اطلاعات و مهارت های اقتصادی.
  • کمک به جوانان برای دسترسی به فرصت ها، فناوری و مطالعات جهت پیشرفت تاثیرات سیاسی، اجتماعی، دموکراتیک و اقتصادی.

 

تغییرات آب و هوایی و توسعه پایدار

تغییرات آب و هوایی تهدیدی جدی برای انسانها است. این تهدید به قدری فراگیر بود که باعث شد تا در سال ۲۰۱۵ یکی از بزرگترین توافق هایی که جامعه بشری به آن دست پیدا کرده است برای کاهش تولید گازهای گلخانه ای اتفاق بیفتد. تعاونی ها برای نجات سیاره و مقابله با تغییرات آب و هوایی اقدامات زیر را انجام دهند.

  • آگاه سازی عمومی در مورد تاثیرات گازهای گلخانه ای بر جو زمین و پرورش فرهنگ قوی تر درباره توسعه پایدار.
  • کمک به توسعه و اجرای پروژه های انرژی های تجدید پذیر.
  • حمایت از برنامه های اندازه گیری بهره وری انرژی.
  • حفاظت از مردم در برابر فجایع طبیعی که بر اثر تغییرات آب و هوایی اتفاق می افتد.
  • حفاظت از اکوسیستم ها و تنوع زیستی، از طریق برنامه های گسترش جنگل ها و کشاورزی هوشمندانه.
  • تقویت عدالت جنسیتی و استقلال زنان در زمینه کاهش و هماهنگی با تغییرات آب و هوایی. باید شرایطی فراهم شود که صدای زنان نه فقط در بین خانواده ها بلکه در بین سیاستمداران نیز شنیده شود.
  • حمایت از جوانان تا بتوانند نقشی فعال و سازنده در حفاظت محیط زیست و یافتن راه حل های نوآورانه در حل مشکل تغییرات آب و هوایی داشته باشند.

با توجه به اين بيانه در مي يابيم در قرن بيست و يكم بشر به اين موضوع پي برده است كه براي توسعه متوازن هيچ راهي جز  اقتصاد مردم نهاد و مسئوليت پذير تعاوني وجود ندارد .

 

 

+ نوشته شده توسط رضا محمودی در سه شنبه هجدهم آبان ۱۳۹۵ و ساعت 18:19 |
      ترویج فرهنگ تعاون به مجموعه فعالیت‌هایی گفته می‌شود که به منظور انتقال نوآوری‌های سودمند بخش تعاون در خارج از نظام آموزش‌های رسمی انجام می‌پذیرد و هدف آن توسعه بخش تعاون است. در همین راستا معاونت تعاون وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی، هفت راهبرد تحول بخش تعاون را تدوین و ارائه نمود که اولین راهبرد آن ترویج فرهنگ تعاون است. ما برای اجرای برنامه‌ها و عملیاتی کردن راهبرد ترویج فرهنگ تعاون نیازهای متعددی داریم؛ نیازهایی برای امروز بخش تعاون. اولین نیاز ترویج تعاون، نیروی انسانی متخصص در این زمینه و استفاده از تجارب بین‌المللی است که برای سال‌ها از آن محروم بوده است. دومین نیاز این بخش، نیازهای اقتصادی هستند. پیرو تصویب قانون جدید تعاون در سال 1393 توسط مجلس محترم، بودجه ترویج تعاون که غالبا از محل 4 درصد آموزش ترویج تامین می‌شد عملا قطع شد و بودجه جدیدی نیز توسط دولت تامین نشد که نیازمند نگاه ویژه و تیزبین مسوولان دولت و سازمان مدیریت و برنامه‌ریزی کشور است. سومین نیاز ترویج تعاون، استفاده از ظرفیت‌ها و سرمایه‌های اجتماعی تعاونی‌هاست. علیرغم تلاش‌های اخیردولت، بخش تعاون نتوانسته از ظرفیت‌های اجتماعی تعاونی‌ها در ترویج فرهنگ تعاون آنگونه که شایسته و بایسته است استفاده کند.چهارمین نیاز تحول در بخش ترویج تعاون، استفاده از ظرفیت رسانه‌های جمعی به خصوص رسانه‌های اقتصادی - اجتماعی نوین مثل شبکه‌های اجتماعی و همچنین روزنامه‌‌ها و سازمان صدا و سیما است. متاسفانه به رغم صراحت قانون تعاون سال 1393 که در آن سازمان صدا و سیما را موظف به تولید و پخش برنامه‌هایی جهت ترویج و گسترش تعاون در کشور نموده است، این سازمان توجهی به این موضوع ندارد.به نظر می‌رسد تحول در این بخش، بدون توجه به این نیازها امکان‌پذیر نیست، اما پیوست اصلی آن اعتقاد مسوولین به تعاون است که اولین مرحله آن بیان زبانی این اعتقاد است. رضا محمودی درخش رییس اداره  ترویج تعاون
+ نوشته شده توسط رضا محمودی در دوشنبه هفدهم آبان ۱۳۹۵ و ساعت 10:11 |
تعاونی هانسالیم

در زبان کره ای واژه «هان» به تمام موجودات زنده روی کره زمین اطلاق می شود. از طرفی واژه «سالیم» نیز به معنای زنده کردن و جان بخشیدن است. با این تفاسیر «هانسالیم» یعنی نجات و محافظت از تمام موجودات زنده. یک نام زیبا و البته بلندپروازانه، اما تعاونی «هانسالیم» نیز به عنوان بزرگترین تعاونی مصرف کره جنوبی یک پروژه جاه طلبانه در سر دارد. این تعاونی در سال ۱۹۸۶ با یک فروشگاه خواروبار فروشی کار خود را آغاز کرد اما امروز بالغ بر ۲۸۴ هزار عضو مصرف کننده، ۲ هزار عضو تولید کننده، ۳۲۸ کارگر، ۱۳۱ فروشگاه و گردش مالی ۱۶۰ میلیون دلاری دارد.

هانسالیم محصولات طبیعی و ارگانیک تولید می کند و بدون واسطه از تولید کننده به دست مصرف کننده می رساند. حوزه فعالیت این تعاونی فقط به مواد غذایی (برنج، دانه های خوراکی، میوه، سبزیجات، انواع گوشت، شیر و محصولات لبنی، رشته فرنگی و تنقلات) محدود نمی شود و محصولاتی مانند کتاب، مواد آرایشی و بهداشتی، مواد شوینده سازگار با محیط زیست و دستمال کاغذی نیز در فروشگاه های این تعاونی توزیع می شود. مواد غذایی مطابق با آخرین استاندارد ها تولید می شود به عنوان مثال هیچ گونه آفت کش و کودهای شیمیایی و مواد افزودنی مصنوعی در تولید به کار نمی رود. همچنین اعضا و مصرف کنندگان به طور مستمر بر روند تولید محصولات نظارت دارند.

تعاونی «هانسالیم» فقط یک توزیع کننده صرف نیست. بر طبق گفته «ژیو هو ژئونگ» یکی از محققان این تعاونی، شعار «هانسالیم» این است که تولید کنندگان مسئول سلامت  مصرف کنندگان و مصرف کنندگان مسئول معاش تولیدکنندگان هستند. فعالیت ما فقط به تامین نیاز و رفع نیاز مصرف کننده محدود نمی شود بلکه تلاش می کنیم تا ساکنین مناطق شهری و روستایی و همینطور انسان و طبیعت بتوانند در کنار هم همزیستی مسالمت آمیز داشته باشند و رشد یکی باعث تخریب دیگری نشود.

تولید کنندگان در مناطق روستایی و مصرف کنندگان در مناطق شهری بدون واسطه و از طریق تعاونی هانسالیم با هم همکاری و مشارکت می کنند. قیمت محصولات از طریق رایزنی بین اعضا و مستقل از بازار تعیین می شود و به همین دلیل قیمتی پایین تر از بازار دارد. ۷۶ درصد از قیمت فروش محصول به دست تولید کننده می رسد در حالی که ۲۴ درصد باقیمانده صرف هزینه حمل و نقل، کارگران و فعالیت های اجتماعی با هدف ساخت جامعه ای بهتر برای همان تولیدکنندگان می گردد. تعاونی هانسالیم با حذف واسطه ها توانسته است سود تولید کننده را تا حد بی سابقه ای افزایش دهد.

دفتر مرکزی تعاونی «هانسالیم»  در کره جنوبی با ساماندهی و سیاست گذاری تجاری ۲۰ شعبه این تعاونی در سرتاسر کره جنوبی را هدایت می کند. «ژیو هو ژئونگ» می افزاید:« بازسازی جامعه مهمترین اولویت تعاونی «هانسالیم» است. ما در حوزه های متفاوتی فعال هستیم. نه فقط تولید محصولات عذایی بلکه در زمینه حفظ محیط زیست، رفاه، آموزش و تحصیلات فعالیت می کنیم تا اول اعضای تعاونی خود و بعد از آن جامعه را برای رسیدن به رشد و توسعه پایدار کمک کنیم.»

 

منبع: تعاون انلاين

+ نوشته شده توسط رضا محمودی در دوشنبه هفدهم آبان ۱۳۹۵ و ساعت 8:21 |

ریشه‌رانت در زمین اقتصاد دولتی

«رانت» در لغت به معنای اجاره و کرایه است. این واژه نخستین بار برای توضیح سهم اربابان فئودال از کشاورزان مورد استفاده قرار گرفت، اما با پیچیده‌تر شدن روابط سیاسی و اقتصادی، این واژه در حوزه‌های مختلف سیاسی و اقتصادی کاربردهای جدیدی پیدا کرد. از منظر اقتصادی، رانت به معنای کسب ثروت بدون انجام فعالیت اقتصادی مولد است. بر این مبنا فرد رانت‌خوار با استفاده از روابط خود از امتیازات انحصاری، امتیازات قضایی، تخفیف‌های ویژه، امکانات، موقعیت‌های شغلی و منابع اطلاعاتی با هدف دستیابی به سود نامتعارف استفاده می‌کند. به عقیده کارشناسان یکی از علل اصلی ایجاد رانت اقتصادی، حرکت از اقتصاد آزاد به سمت اقتصاد دولتی است. هر چه اقتصاد دولتی‌تر باشد احتمال ایجاد انواع رانت اقتصادی بالاتر می‌رود. جذابیت رانت از یکسو سبب ایجاد هزینه‌هایی می‌شود که هیچ تاثیر فزاینده‌ای بر اشتغال و تولید ندارند و از سوی دیگر، انگیزه کسب سود از طریق فعالیت مولد اقتصادی را تحت‌تاثیر قرار می‌دهد. بررسی‌های کارشناسانه نشان می‌دهد که اقتصاد رانتی یکی از مهم‌ترین عوامل پایین‌تر بودن سطح رفاه کشورهای در حال توسعه در مقایسه با کشورهای توسعه یافته است. برای مثال «کروگر» اقتصاددان معروف آمریکایی، با تمرکز بر کشورهای در حال توسعه، رانت اقتصادی را از عوامل کاهش رفاه اجتماعی در این کشورها معرفی کرد. بررسی‌های این استاد دانشگاه پرینستون از تاثیر کاهنده و قابل توجه رانت مجوزهای وارداتی در سطح رفاه عمومی مردم ترکیه (معادل 15 درصد تولید ناخالص داخلی) حکایت داشت.

صاحب‌نظران علم اقتصاد به سه دلیل اثر رانت‌جویی بر رشد اقتصادی را منفی می‌دانند. رانت‌جویی با کاهش کارآیی حاصل از «اتلاف منابع در سرمایه‌گذاری افراد رانت‌جو»، « صرف منابع با هدف نفوذ افراد رانت‌جو بر بدنه دولت» و « اتلاف منابع انسانی تنظیم‌کننده رانت» ناکارآیی اقتصاد را به دنبال دارد. به بیان دیگر، وجود رانت اقتصادی اقتصاد را در یک حالت تعادل غیرکارآمد قرار می‌دهد.

 

عمق شدید رانت در اقتصاد کشور

از آنجا که رانت یک متغیر غیرکمی است و امکان اندازه‌گیری دقیق آن وجود ندارد، پژوهشگران با استفاده از چند متغیر قابل اندازه‌گیری، تلاش می‌کنند عمق رانت را مورد ارزیابی قرار دهند. از آنجا که رابطه مستقیمی بین عمق رانت و اندازه دولت‌ها وجود دارد، میزان سهم دولت از تولید ناخالص داخلی و سهم درآمدی شرکت‌های دولتی از تولید ناخالص داخلی را می‌توان به‌عنوان «شاخص حجم دولت» به‌عنوان یکی از مولفه‌های رانت در نظر گرفت. بررسی آمارهای حساب ملی نشان می‌دهد که در 30 سال گذشته سهم متوسط بودجه از تولید ناخالص داخلی حدود 60 درصد بوده است. این درحالی است که سهم بودجه‌ای کشورهایی نظیر سوئیس و آمریکا در محدوده 30 درصد نوسان می‌کند. این مقایسه نشان می‌دهد که اقتصاد ایران تا حدود زیادی به دولت وابسته است. به عقیده کارشناسان اقتصاد ایران به علت دخالت‌های گسترده دولت به یک ساختار رانتی مخرب دچار شده است. این ساختار رانتی سبب تغییر هدف رقابت از تولید به سمت کسب رانت می‌شود. عمق اثر فرصت‌های رانت‌جویانه بر بدنه اقتصاد کشور به حدی است که برخی از اظهارنظرها، از اقتصاد سیاسی رانتی دولتی، تحت عنوان مهم‌ترین ویروس بدنه اقتصادی کشور یاد کرده‌اند. به عقیده پژوهشگران، «ساختار بوروکراتیک پرپیچ و خم اخذ مجوز تاسیس»، «شکاف نرخ سود بیشینه و کمینه»، «تکالیف تسهیلاتی دولت بر دوش نظام بانکی»، «مجوزهای ترانزیت کالا در مرزهای کشور»، « اجرای بی‌برنامه و میلی خصوصی‌سازی»، «ضعف نظارتی و حقوقی»، «نوسانات اقتصادی» و «اعطای مجوزهای واگذاری امتیازات دولتی» (مانند واگذاری مسکن، زمین و ...) از مهم‌ترین دلایل ایجاد رانت در اقتصاد ایران هستند که همگی معلول عمق دخالت دولت در اقتصاد ایران است.

 

شکوفایی اقتصادی با کاهش رانت

از آنجا که امکان اندازه‌گیری رانت به‌صورت کمی وجود ندارد، پژوهشگران اقتصادی در بررسی شدت اثر رانت بر بدنه اقتصاد از ترکیبی از شاخص‌های منعکس‌کننده رانت استفاده می‌کنند. یکی از پژوهش‌های انجام شده در این زمینه کنکاش «حمید ابریشمی» و همکاران در «اثرات رانت‌جویی بر رشد اقتصادی ایران» است که در شماره 67مجله تحقیقات اقتصادی به چاپ رسیده است. پژوهشگران در این بررسی تفاوت نرخ ارز رسمی و بازار، اندازه دولت (نسبت بودجه به تولید ناخالص داخلی) و متوسط تعرفه‌های وارداتی (نسبت حقوق گمرکی و سود بازرگانی به ارزش کل واردات) را به‌عنوان شاخص‌های منعکس‌کننده رانت اقتصادی در نظر گرفته‌اند. بر مبنای این بررسی، با کاهش یک درصدی شاخص حجم دولت (سهم بودجه‌ از تولید ناخالص داخلی)، رشد اقتصادی معادل با 2/ 0 درصد افزایش می‌یابد. از سوی دیگر با کاهش یک درصدی میانگین نرخ تعرفه واردات، نرخ رشد اقتصادی به میزان 02/ 0 درصد افزایش می‌یابد. این پژوهش همچنین نشان می‌دهد که با کاهش یک درصدی شکاف نرخ ارز رسمی و نرخ ارز در بازار آزاد، رشد اقتصادی به میزان 15/ 0 درصد افزایش می‌یابد. از سوی دیگر بررسی‌های کارشناسانه نشان می‌دهد که رفتار رانتی دولت در اقتصاد ایران، از عوامل اصلی بروز رفتارهای موافق چرخه‌ای دولت طی دهه‌های گذشته بوده است.

 

جذب سپرده با کاهش رانت

فرصت‌های رانت‌جویی با تاثیر بر ظرفیت تسهیلات‌دهی بانک‌ها به‌طور غیرمستقیم تولید ناخالص داخلی را تحت تاثیر قرار می‌دهد.

تفاوت نرخ بهره در بازارهای غیررسمی در مقایسه با بازارهای رسمی سبب انتقال سپرده‌گذاری بخش خصوصی بین این دو بازار می‌شود.یکی از عوامل ایجاد اختلاف در نرخ بهره بازارهای غیررسمی و رسمی دخالت‌هایی است که از طریق دولت در بازار رسمی انجام می‌شود. برای مثال مداخلات دولت در بازار ارز و پول سبب غیرواقعی شدن قیمت ارز و پول در کشور شده است. با این شرایط در صورت کسب سود بیشتر در بازارهای غیر رسمی، می‌توان انتظار داشت که شاهد جریان سپرده از بازارهای رسمی به سمت کسب سود غیرمولد از بازارهای غیررسمی باشیم.در این زمینه نیز «مجید مداح» و همکاران در پژوهشی که تابستان سال جاری در فصلنامه پژوهش‌های اقتصادی به چاپ رسید، به بررسی تاثیر شکاف نرخ ارز و نرخ بهره در بازارهای رسمی و غیررسمی (به‌عنوان نمودهای فعالیت‌های رانت‌جویانه) بر میزان سپرده‌گذاری بخش خصوصی در شبکه بانکی کشور پرداختند. بر این مبنا، بررسی سری زمانی این سه متغیر طی سال‌های 1350 تا 1390 نشان می‌دهد که ایجاد اختلاف نرخ بهره و نرخ ارز در بازارهای رسمی و غیررسمی با یک وقفه بر حجم سپرده‌گذاری‌ها در شبکه بانکی اثرگذار خواهد بود. بر اساس یافته‌های این پژوهش به ازای هر واحد درصد کاهش اختلاف در میانگین قیمت ارز در بازار رسمی و غیررسمی حجم سپرده‌های بخش خصوصی در یک دوره کوتاه مدت به میزان 016/ 0 درصد افزایش پیدا می‌کند. بر اساس یافته‌های این پژوهش با کاهش یک درصدی شکاف میانگین نرخ بهره در بازار رسمی و غیررسمی حجم سپرده‌های بانکی افزایش 038/ 0 درصدی در دوره کوتاه‌مدت را تجربه می‌کند. ارزیابی پژوهشگران در این بررسی نشان می‌دهد در بلندمدت، رابطه معکوسی بین شاخص‌های تعیین‌کننده رانت و حجم سپرده‌های بانکی وجود دارد. بر این اساس کشش سپرده‌های بانکی مردم درباره رانت بازار ارز حدود منفی 15/ 0 و نسبت به رانت بازار پول حدود منفی 35/ 0 است. یعنی با کاهش معادل یک درصدی شکاف میانگین نرخ ارز در بازار رسمی و غیر رسمی حجم سپرده‌های بخش خصوصی در شبکه بانکی کشور، حدود 15/ 0 درصد افزایش می‌یابد. از سوی دیگر با کاهش یک درصدی رانت پولی (شکاف بین نرخ‌های رسمی و غیررسمی در بازار پول)، حجم سپرده‌های بخش خصوصی در شبکه بانکی 35/ 0 درصد افزایش می‌یابد. حال با فرض کاهش شکاف رانتی به‌طور همزمان در هر دو بازار (ارز و پول) می‌توان ادعا کرد که حجم سپرده‌های بانکی حدود 4/ 0 درصد افزایش می‌یابد. با توجه به این موضوع می‌توان گفت با کاهش شاخص‌های معرف رانت، منابع از بازارهای غیررسمی به سمت سپرده‌گذاری در بازار رسمی (بانک‌ها) منتقل می‌شود.با توجه به آثار مخرب رانت بر بدنه اقتصاد، کارشناسان راهکارهایی مانند واقعی شدن قیمت‌ها در بازار ارز، تسهیل شرایط اخذ مجوز و تعدیل نرخ تعرفه‌های وارداتی، تعیین نرخ سود متناسب با شرایط واقعی اقتصاد، حذف یا تعدیل تعرفه‌های واردات، انتشار اوراق مشارکت به منظور هدایت سپرده‌ها از بازارهای غیر رسمی به بخش‌های واقعی اقتصاد، اجرای صحیح خصوصی‌سازی، افزایش توان نظارتی و حقوقی بر فعالیت‌های رانت‌جویانه را به‌عنوان راه‌حل‌هایی برای کاهش عمق فرصت‌های رانت‌جویانه در کشور معرفی می‌کند.

 

منبع : دنياي اقتصاد

+ نوشته شده توسط رضا محمودی در دوشنبه هفدهم آبان ۱۳۹۵ و ساعت 8:15 |
بنا بر شاخص هاي سازمان همکاری‌های اقتصادی و توسعه(OECD) كه به‌صورت دوره‌ای نمره ریسک تجاری کشورها را اعلام می‌کند. این سازمان در آخرین گزارش خود که در اکتبر 2015 منتشر شد اعلام کرد رتبه ایران در ریسک تجاری بهبود یافته است.

به گزارش وب‌سایت سازمان همکاری‌های اقتصادی و توسعه، در سال‌های گذشته و قبل از اعمال تحریم‌ها نمره ایران در ریسک تجاری 4 بود، اما درپی اعمال تحریم‌ها علیه کشورمان این نمره به 7 رسید. در حال حاضر نمره ریسک تجاری بهبود یافته و به رقم 6 رسیده است. هدف سازمان همکاری‌های اقتصادی و توسعه از اعلام نمره کشورها، منعکس کردن ریسک کشورها است. تحت سیستم مشارکت، ریسک یک کشور متشکل از تبدیل و قابلیت نقدشوندگی است(به‌عنوان مثال، دولت کنترل‌های سرمایه‌ای یا مبادلات ارزی اعمال کند به‌گونه‌ای که مانع شود یک شرکت پول ملی را به پول خارجی تبدیل کند یا مانع از انتقال پول برای طلبکارانی که در خارج از کشور هستند، شود). طبقه‌بندی ریسک کشورها که توسط سازمان همکاری‌های اقتصادی و توسعه انجام می‌شود، با طبقه‌بندی ریسک بدهی دولت‌ها فرق دارد، بنابراین نباید با طبقه‌بندی ریسک بدهی‌دولت‌ها که توسط موسسات رتبه‌سنجی خصوصی انجام می‌شود، مقایسه شود. براساس طبقه‌بندی ریسک اعتباری کشورها توسط سازمان همکاری‌های اقتصادی وتوسعه کشورها به هفت گروه از گروه یک کم‌ریسک تا گروه هفت پر ریسک تقسیم شده‌اند. گروه ریسک کشورها تعیین‌کننده سقف جذب سرمایه، هزینه بیمه اعتبار و فاینانس‌های خارجی است. در طبقه‌بندی ریسک کشورها به هر کشور نمره‌ای از صفر تا 7 داده می‌شود. کشوری که دارای نمره صفر است کمترین ریسک تجاری را دارد و کشوری که نمره 7 را دریافت می‌کند، دارای بیشترین ریسک تجاری است.

برای طبقه‌بندی ریسک کشورها از «مدل ارزیابی ریسک کشور» استفاده می‌شود که در این مدل، براساس سه گروه از معیارهای ریسک، ریسک اعتباری کشورها مورد ارزیابی کمی قرار می‌گیرد. این معیارهای ریسک عبارتند از: تجربه پرداخت مشارکت‌کنندگان، وضعیت مالی و وضعیت اقتصادی. همچنین کارشناسان ریسک کشورهای عضو سازمان همکاری‌های اقتصادی و توسعه یک ارزیابی کیفی از کشورها انجام می‌دهند و عواملی را که در «مدل ارزیابی ریسک کشور» درنظر گرفته نشده‌اند، به حساب می‌آورند. در فهرستی که سازمان همکاری‌های اقتصادی و توسعه از ریسک تجاری کشورها منتشر کرده است، از میان 201 کشوری که مورد بررسی قرار گرفته‌اند، تنها نمره هفت کشور تغییر کرده است که از این میان نمره ایران و جمهوری سیشل بهبود یافته و نمره پنج کشور دیگر بدتر شده است. در این فهرست نمره آنگولا از 5 به 6 رسیده است. نامیبیا که پیشتر نمره 3 را کسب کرده بود، اکنون نمره 4 را به دست آورده است. نمره نیجریه از 5 به 6 رسیده است و پاپوآ گینه نو که قبلا نمره 5 را کسب کرده بود، اکنون نمره 6 را به خود اختصاص داده است. نمره جمهوری سیشل از 7 به 6 بهبود یافته است و نمره زامبیا از 5 به 6 رسیده است.

+ نوشته شده توسط رضا محمودی در سه شنبه یازدهم آبان ۱۳۹۵ و ساعت 9:58 |

+ نوشته شده توسط رضا محمودی در دوشنبه دهم آبان ۱۳۹۵ و ساعت 11:48 |
بهبود عملكرد رضامحمودي درخش

براساس نتايج يكي از پژوهشهاي موسسه گالوپ در 70 درصد از افراد مورد پژوهش تعهد و تعلق خاطری نسبت به شغل خود و سازمانی که در آن مشغول کار هستند را ندارند . به این معنی است که ازهر  10 نفر  7 نفر  در سرکار یا  مجله می‌خوانند یا سرگرم بازی Candy Crush در گوشی تلفن همراه خود هستند. در میان این ۷۰ درصد، 20 درصد تقریبا هیچ تعلق خاطری به سازمانشان ندارند و به بیان دیگر، در روند تخریب رفتارهای محل کار خود فعالانه مشارکت دارند.

 تمامی این آمار و ارقام حاکی از معضلی واقعی برای شرکت‌ها و کسب وکارهایی است که در تلاش هستند با کمترین منابع بهترین عملکردها را داشته باشند. مسلما گزینه‌های مالی و پرداخت‌های بیشتر بهترین واکنش در قبال نیروی کاری با ویژگی‌های مذکور (و حفظ کارکنان متعهد) نیست. راهبرد مناسب چیزی جز معنا بخشیدن نیست که اغلب در قالب اهمیت دادن به نیروی انسانی و تعیین‌کننده‌ترکردن نقش آنان تعریف می‌شود. معنادار کردن فرآیندی است که به واسطه آن مشارکت، اجرا و پیاده سازی و بهبود عملکرد در دراز مدت تحقق پیدا می‌کند.

معنادار کردن نوعی مزیت رقابتی تلقی می‌شود. کسب‌وکارها و سازمان‌های قدرتمند و ماهر همواره در پی معنا بخشیدن به محیط سازمان هستند و اغلب در سایه تعهدی قابل ملاحظه، ۲۷ درصد سودآوری بیشتر، ۵۰ درصد فروش بیشتر و ۵۰ درصد وفاداری بیشتر در میان مشتریان را تجربه می‌کنند و این معنای واقعی یک مزیت رقابتی است. در این میان رهبران سازمانی نیز در تلاش هستند محیط کاری تمام عیار برای اعضای سازمان خود فراهم کنند، تا مزیتی عاطفی نیز در سازمان ایجاد شود.

 با این اوصاف، به نظر شما رهبران سازمانی چگونه شرایط سازمان را برای معنادار کردن فرآیندها بهبود می‌بخشند؟ در ادامه هفت راز آنان را بازگو می‌کنیم:

۱. کارهایی را انجام دهید که اهمیت دارند

کارهایی که برای شما، برای دیگران و برای سازمان مهم هستند، را انجام دهید. می‌توان از دو منظر متفاوت به ماجرا نگاه کرد. دیدگاهی که به شما امکان می‌دهد تا چارچوب‌های شغلی خود را بازتعریف کنید و دیدگاهی که شما را در بررسی نحوه اختصاص زمانتان کمک می‌کند. وقتی می‌دانید که در سمت و سوی اهداف و اصول خود قدم بر می‌دارید می‌توانید اطمینان داشته باشید که کاری مهم‌تر از آنچه انجام می‌دهید، ندارید. وقتی از اهدافمان به‌خوبی اطلاع داریم، در این صورت می‌دانیم که چه کارهایی اولویت و اهمیت دارند. اختصاص زمانی برای ارزیابی اهداف شخصی یکی از مهم‌ترین اقدامات است. بهتر است همواره اهداف و اصول مورد نظرتان را مرور کنید تا به این ترتیب امکان بازبینی اقدامات خود را داشته باشید. به این ترتیب، انگیزش و عملکرد بهبود یافته و حتی در بدترین شرایط هم قابل تحقق خواهند بود.

 

۲. تعهد نسبت به ایجاد محیطی یادگیرنده

این اصل یکی از مبانی مورد نیاز بهبود سطح انرژی و ارتقای رشد شخصی است. محققان سال‌ها بر این باور بوده‌اند که وقتی ما خود را در فرآیند یادگیری و رشد می‌یابیم، نوعی حس رقابت درونمان شکل می‌گیرد که به نوبه خود تاثیر بسزایی در معناردار کردن فعالیت‌ها در محل کار دارد. پیشگامان سازمان‌های یادگیرنده معتقد هستند که افزایش میزان یادگیری در سازمان‌ها بیشترین تاثیر را در ایجاد مزیت رقابتی دارد. مسلما تبدیل حلقه‌های اجرا به حلقه‌های یادگیری امری دشوار است اما متعهد ماندن نسبت به فرآیندهای اجرا نیز به نوبه خود محرک تاثیرگذاری در ارتقای میزان انگیزش و افزایش حس تعلق به سازمان است.

 

۳. تقویت عزت نفس

این اصلی بسیار ارزشمند است. امروز بیش از هر زمان دیگری به عزت نفس نیاز داریم. مطالعه اخیر نشان می‌دهد که سلامت عاطفی افراد در محیط‌های دانشگاهی در سطوح بسیار پایینی قرار دارد که یکی از عواقب جانبی، اما مستقیم عزت نفس پایین است. در این میان، در محل کار نیز تلاش‌ها برای افزایش میزان عزت نفس افراد ادامه دارد. دو روانشناس اجتماعی به نام‌های Roy Baumeister و Edward Jones پس از بررسی‌های فراوان به این نتیجه رسیدند که کارکنان پس از دریافت بازخورد منفی درخصوص جوانب خاص شخصیتی خود، در مقایسه با گروهی که چنین بازخوردی دریافت نکرده‌اند، به سایر ویژگی‌های نامرتبط شخصیت خود دیدی مثبت پیدا می‌کنند. چنین رویکردی طبیعی است، عزت نفس مورد حمله قرار گرفته است و ناخودآگاه برای محافظت از آن به مبارزه بر می‌خیزد.

 

۴. مشارکت و خودمختاری آزادانه

همان‌طور که یافته‌های مطالعات مختلف نشان می‌دهد، فراهم کردن فضای مشارکت در فرآیند تصمیم‌گیری برای کارکنان نکته‌ای بسیار مهم است. در شرایطی که افراد احساس کنند نقشی تاثیرگذار در تحقق اهداف دارند، فعالیت‌های شغلی شکلی معنادار به خود خواهند گرفت، زیرا چنین تاثیرگذاری اثباتی بر قدرتمندی آنان است و دال بر برخورداری از توان ایجاد تفاوت‌های واقعی در سازمان. متاسفانه، تمایل به مشارکت امروزه در محیط‌های کاری چندان قابل تحقق نیست. شرکت Towers Watson در بررسی ویژگی‌های محیط کار جهانی نشان داد که ۳۹ درصد پاسخ‌دهندگان به نظرسنجی معتقد هستند مدیریت سازمان آنان را به صورت کارآمدی در اتخاذ تصمیمات مرتبط دخالت می‌دهند. نسبتی تقریبا به همان اندازه کم، معتقد هستند که سازمانشان براساس پیشنهادها و درخواست‌های کارکنان عمل می‌کند. در مقایسه، ۶۶ درصد کارکنانی که بسیار متهعد شناسایی شده بودند، اظهار کردند که سازمان از نظرات آنان در فرآیندهای سازمانی بهره می‌گیرد. نکته کلیدی در این میان این است که باید تصمیم‌گیری را به عنوان فرآیند و فلسفه‌ای تلقی کرد که کارکنان را در بهبود تاثیرگذار ی نقش شان یاری می‌رساند. اگر مشارکت در فرآیندهای تصمیم‌گیری برای کارکنان از اهمیت برخوردار است بنابراین باید فضایی مساعد برای تصمیم‌گیری‌های قدرتمندانه و تاثیرگذار برای آنان فراهم کرد. براساس گزارش مجله شخصیت و روان شناسی، مهم‌ترین عوامل تاثیرگذار در افزایش سطح شادی و رضایتمندی در زندگی شخصی افراد زیبایی ظاهری یا توان مالی و حتی شهرت نیست. این مولفه کلیدی چیزی جز آزادی نیست. تحقیقات نشان می‌دهد هرچه کارکنان از آزادی مناسبی بر خوردار باشند به همان اندازه از ویژگی‌های شخصیتی خود در بهبود عملکرد شغلی شان بهره خواهند گرفت.

 

۵. ایجاد فرهنگ حمایت

کسب اطمینان از اینکه کارکنان با تمام وجود و با بیشترین میزان تمرکز در محل کار حاضر می‌شوند، نکته‌ای بسیار مهم است. سازمان‌هایی که توجه کافی به کارکنان خود معطوف می‌دارند، فضایی برای ایجاد سطح جدیدی از ارتباطات به وجود می‌آورند که باعث ایجاد حس تعلق خاصی نسبت به چیزی ارزشمند در آنها می‌شود. چنین ارتباطاتی منجر به ایجاد احساس عمیق تعلق می‌شود که منبعی سرشار از انگیزش برای انسان است. ایجاد فرهنگ حمایت باعث افزایش روحیه افراد و ارتقای سطح بهره‌وری سازمان می‌شود. جیم گودیر، مدیرعامل شرکت SAS، معتقد است «با کارکنان چنان رفتار کنید که گویی بنیانگذار تحولی شگرف هستند یا دست کم در آینده به چنین موفقیتی دست پیدا خواهند کرد».

 

۶. به دیگران کمک کنید تا جایگاه خود را دربیایند

به عنوان یک رهبر سازمانی، وظیفه دارید معنا‌ها را در سازمان پرورش دهید و این یک وظیفه انکارناپذیر است. به واسطه ارتباطات با دیگران (و البته خود) کمک کنید فعالیت‌های شغلی را معنا بخشند. در فرآیند ارتباطات، وقتی احساسی خاص را در افراد ایجاد می‌کنید یا الهام بخش حس اعتماد به نفس در آنان هستید، اطمینان خاطر روزافزونی را به ارمغان آورده‌اید و این معرف تفاوت‌های کوچک اما مهم موجود میان تعهد و عدم تعلق یا فعالیت معنادار یا بی‌معنی است.

 

۷. پاکسازی فضای سازمان از رفتارهای نامناسب

اگر اجازه دهید رفتارهای بی معنا به پشت در‌های سازمان شما برسند، تمامی تلاش‌های شما در نقش رهبری که به دنبال ارتقای انگیزش پیروان خود است بی فایده خواهد بود. چنین رفتارهایی به ۴ طریق شکل می‌گیرند: زمانی‌که فضای لازم برای تخریب حس اطمینان، حس اعتماد و حس امیدواری در سازمان فراهم باشد. احساس اطمینان زمانی از میان می‌رود که کارکنان به رفتارهایی نظیر عدم هماهنگی، عدم انسجام و فعالیت‌های انفرادی گرایش پیدا می‌کنند. حس امیدواری زمانی به خطر می‌افتد که به سرعت به نقد افراد روی می‌آورید و دیگر خبری از ستایش کارکنان نیست. احساس انسجام در سازمان به واسطه رفتارهایی به شدت رقابتی تخریب می‌شود. مهم‌ترین رویکرد ایجاد آگاهی از وجود چنین رفتارهای مسموم و مخرب محیط شغلی سالم است. سپس سعی کنید تمامی این رفتارها را هر کجای سازمان و در هر شخصی با هر نقش و سمتی ریشه کن کنید. شگفت‌آورترین شکل انگیزش در سازمان‌های امروزی چیزی نیست جز معنا بخشیدن به امور. همواره سعی کنید روش‌هایی را برای پرورش محیط و الزامات معناسازی فراهم آورید، در این صورت پرده از رازی برخواهید داشت که ارزش دشواری‌های کاوش را خواهد داشت

+ نوشته شده توسط رضا محمودی در دوشنبه دهم آبان ۱۳۹۵ و ساعت 9:23 |

رعایت اصول اخلاقي در مدیریت ریسک

سازمان‌های امروزی یقینا دارای مکانیزمی برای ارزیابی و مدیریت ریسک هستند و موفقیت کسب‌وکارشان در گرو دقت و سرعت در مقوله مدیریت ریسک است. یکی از مهم‌ترین جنبه‌های ریسک که نادیده‌انگاری آن می‌تواند باعث بروز مشکلات فراوانی برای کسب‌وکار در آینده نزدیک شود، «ریسک زنجیره تامین» است.سازمان‌های پیشرو برای مدیریت زنجیره تامین از تدابیری از جمله گماردن مدیریت و تیم حرفه‌ای برای اطمینان از به‌موقع و باکیفیت بودن کالا یا خدمات به دست آمده از تک تک اعضای زنجیره تامین كمك می‌گیرند. این تیم برای اطمینان از تامین‌کنندگان و نیز کاهش ریسک از ابزارهای مختلفی بهره می‌برد؛ همانند:

 

1- ارزیابی کیفی محصولات و خدمات از طریق نمونه‌برداری.

2- بازدید سرزده و برنامه‌ریزی شده برای بررسی انطباق کیفی و قانونی.

3- وجود آلترناتیو تامین‌کننده به دو منظور: چانه‌زنی قیمت و عدم توقف ناگهانی خط.

مهم‌ترین موردی که به‌طور سنتی باعث انتخاب شدن در زنجیره تامین شرکت‌های بزرگ می‌شود‌، قیمت و کیفیت است. یعنی مدیر زنجیره تامینی موفق است که با شرکت‌هایی که بهترین کیفیت را با کمترین قیمت و بعضا با بازه پرداختی طولانی‌تر ارائه می‌کنند، قرارداد ببندد.

درصورت وجود مکانیزمی برای مدیریت ریسک - که الزام مهم کسب‌وکارهای کنونی است – جنبه‌های مختلف داخلی و خارجی مورد ارزیابی قرار می‌گیرد. ریسک‌های خارجی را می‌توان ریسک رقبا‌، قوانین و شرایط بازار دانست. ریسک‌های داخلی نیز به چهار دسته استراتژیک‌، انطباق قانونی‌، مالی و عملیاتی تقسیم‌بندی می‌شوند.مدیران ارشد سازمان‌ها هنگام شناسایی و طبقه بندی ریسک‌ها به‌منظور مدیریت آنها و برای بررسی اثرات ریسک‌های مختلف بر کسب‌وکار بايد وقت كافي براي آن لحاظ كنند.

در دنیای کسب‌وکار، عمدتا تا همین چند سال قبل در طبقه‌بندی ریسک‌های مختلف برای انتخاب پیمانکاران در زنجیره تامین، عامل چشمگیر موارد مالی بود. یعنی پیمانکاري كه کالا یا خدماتی با قیمت کمتر ارائه می‌کرد با لحاظ کردن کیفیت‌، به احتمال زیاد برنده بود. ولی پس از به‌وجود آمدن مسائلی از نوع ریسک ناشی از عدم رعایت اصول اخلاق تجاری در زنجیره تامین، توجه افراد به جنبه‌های جدیدی از کیفیت مطرح شد که همان جنبه‌های اخلاقی بود. یعنی یک تامین کننده حتی در انتهایی‌ترین عمق زنجیره در شرکت‌های بزرگ اگر کار غیرقانونی کند، دچار عقوبت از سمت دولت و حتی مصرف‌کنندگان می‌شود. نمونه‌هایی از این دست در شرکت‌های تولیدکننده پوشاک ورزشی نظیر نایک و آدیداس در دهه 90 میلادی یا فاجعه بوپال در سال 1982 یا حادثه آلاسکا برای نفت کش‌های شرکت اکسون موبیل در سال 1984 یادآور ریسک بالای عدم توجه به ریسک‌هایی از این دست است. نمونه‌اي كه سال پيش شاهد آن بوديم افت چشمگیر سهام در شرکت فولکس واگن بود.

از منظر دیگر، ارزش بالای برند و قیمت سهام در بورس باعث شده است توجه به این جنبه از مدیریت ریسک بیشتر شود‌، بنابراین شرکت‌های زيادي به مدیریت ریسک از طریق ارزیابی رعایت جنبه‌های اخلاق تجاری و رعایت الزامات مخصوص که از این پس جزء لاینفک قراردادهای تجاری را شامل می‌شد، اقدام كردند.

راه حلی که این برندها و شرکت‌های معتبر برگزیده اند، ملزم كردن کلیه شرکت‌های زنجیره تامین به رعایت اصول اخلاق تجاری است. تمامی این شرکت‌ها پس از بررسی‌های فنی و تکنیکی الزامات دیگری را نیز طلب می‌کنند که عمدتا در یک بند مستقل در قراردادهای کاری یا حداقل به‌صورت ضمیمه قرارداد می‌آید. اصول تجارت اخلاقی (Code of Conduct) که در قرارداد‌ها الزامي است، معمولا شامل 3 الی 5 صفحه است که شامل قواعدی مبتنی بر 4 ستون زیر است:

1- رعایت قوانین کارگر و کارفرمایی بر اساس الزامات بین‌المللی

2- رعایت موارد ایمنی و بهداشت محیط کار

3- رعایت موارد زیست‌محیطی

4- رعایت قوانین ضدرشوه، فساد، ارتشا و تقلب

خبر خوب برای شرکت‌ها آن است که این قواعد به شکل کدهای اخلاقی و استانداردهایی نظیر SA8000 وISO26000 وجود دارد که هم قابل آموزش و هم قابل برون سپاری به شرکت‌های دارای صلاحیت بین‌المللی است. باوجود جدید بودن این مقوله در کشور عزیزمان، افراد و شرکت‌های زیادی وجود دارند که با این مفاهیم آشنا هستند و از مزایای «پایداری کسب‌وکار» استفاده می‌کنند. بايد توجه داشت كه در فضاي كسب‌وكار جهاني بايد با تمركز بر اين موارد، ریسک ناشی از ضربات مهلک «عدم رعایت اخلاق تجاری» به کسب‌وکار را با تدبیر به موقع و دانش به‌روز به حداقل رساند.

 

نويسنده: کوشا ستوده دنياي اقتصاد

+ نوشته شده توسط رضا محمودی در دوشنبه دهم آبان ۱۳۹۵ و ساعت 8:49 |

چهارکلید آشتی «اقتصاد» با «آموزش»

وزارتخانه‌ای که سالانه ۱۱ میلیارد نفر- ساعت از عمر کودکان و نوجوانان ایرانی را مدیریت می‌کند (ساعات سپری‌شده در مدارس) احتمالا پذیرای وزیر جدید و برنامه‌های جدید خواهد بود؛ اما آیا «آشتی‌دادن اقتصاددانان با آموزش و پرورش» هم جایی در برنامه‌های جدید این وزارتخانه دارد؟ وزارت آموزش و پرورش، چند دهه مستمر است که در مقایسه با دیگر وزارتخانه‌ها، تعامل بسیار کمتری با «اقتصاددانان» داشته است.

 

در نقطه مقابل، در 2 دهه اخیر شاهد اقبال روزافزون اقتصاددانان به انجام پژوهش‌های وسیع در حوزه آموزش و پرورش هستیم: در صفحه نخست سایت «پژوهشکده اقتصادی توسعه انسانی» (Center for the Economics of Human Development) که متعلق به دانشگاه شیکاگو بوده و «جیمز هکمن» (اقتصاددان نوبلیست سال 2000) مدیریت آن را برعهده دارد، این عبارت به چشم می‌خورد: سرمایه‌گذاری در ارتقای کیفیت آموزش در کودکی، بهترین و پربازده‌ترین سرمایه‌گذاری اقتصادی در هر کشور است.

اما مساله تعامل نزدیک به صفر وزارت آموزش و پرورش با اقتصاددانان (صرف‌نظر از آنکه سهم تقصیر کدام طرف بیشتر باشد)، زمانی بغرنج‌تر می‌شود که به ابعاد بزرگ جنبه‌های اقتصادی فعالیت‌های این وزارتخانه توجه کنیم:

1- بحث‌هایی مانند تعیین سهم بهینه بودجه آموزش و پرورش از تولید ناخالص ملی یا تعیین سهم بهینه بودجه پرسنلی (حقوق پرسنل) و بودجه غیرپرسنلی از کل بودجه آموزش و پرورش یا میزان بهینه تمرکز یا عدم تمرکز در سیاست‌های مدیریتی و بودجه‌ای آموزش و پرورش، بحث‌هایی مطلقا اقتصادی هستند.

2- گردش مالی وزارت آموزش و پرورش سالانه حدود 30 هزار میلیارد تومان است؛ گردش مالی‌ که اگر مطالعات اقتصادی قوی بتواند کمک کند که صرفا یک درصد به بهره‌وری آن اضافه شود، صرفه مالی حاصله، از کل بودجه برخی از وزارتخانه‌های کشور بیشتر است.

3- وزارت آموزش و پرورش با مدیریت سالانه حدود 11 میلیارد نفر_ساعت از عمر کودکان و نوجوانان کشور در کلیدی‌ترین سال‌های شکل‌گیری مهارت‌ها و توانایی‌هایشان، جایگاهی کلیدی در افزایش (یا کاهش) بهره‌وری اقتصادی کشور در 2 دهه آینده دارد. اگر یک اقتصاددان کل عمرش را برای پژوهش‌هایی صرف کند که نهایتا بتواند فقط یک درصد به بهره‌وری این 11 میلیارد نفر_ساعت اضافه کند، این دستاورد به اندازه‌ای برای اقتصاد ملی ارزشمند خواهد بود که بعید است بتوان دستاوردی قابل‌مقایسه با آن ارائه کرد.

با این توضیحات، مایه تعجب و حسرت فراوان است که به مدت چند دهه مستمر، تعامل سیاست‌گذاران ارشد آموزش و پرورش با اقتصاددانان نزدیک به صفر بوده، تعداد کل پایان‌نامه‌های اقتصادی ارشد و دکترای مرتبط با آموزش و پرورش به عدد انگشتان دست نمی‌رسد، اکثریت قاطع پژوهشکده‌های اقتصادی کشور هیچ بخشی را به اقتصاد آموزش و پرورش اختصاص نداده‌اند و...

اما وزیر جدید، چگونه می‌تواند رشد محسوسی در تعامل این وزارتخانه با اقتصاددانان به‌وجود آورد؟

تصور نگارنده این است که اگر از اقتصاددانان مختلف کشور درباره مهم‌ترین مطالبه‌شان از وزیر جدید آموزش و پرورش پرسش شود، به احتمال فراوان کلیدی‌ترین مطالبات مورد وفاق اقتصاددانان، عبارتند از:

1- شفافیت آماری؛ به معنای انتشار منظم و عمومی آمارهای متنوع و باکیفیت مربوط به جنبه‌های مختلف کیفیت آموزشی و عدالت آموزشی، در کنار آسان‌سازی دسترسی به آمارهای باکیفیت برای انجام پژوهش‌های کاربردی از سوی دانشجویان، استادان و پژوهشگران اقتصادی.

2- بازنگری در تعریف مولفه‌های «آموزش باکیفیت»؛ به شکلی که ناظر به نیازهای بازار کار در 2 دهه آینده باشد و توانمندسازی تک‌تک دانش‌آموزان را برای نیازهای بازار کار آینده تضمین کند.

3- کاهش تمرکز مدیریتی؛ به معنای زمینه‌سازی برای تشویق نوآوری‌های استان‌های مختلف در برنامه‌ریزی‌های بودجه‌ای و منابع انسانی و نیز طراحی محتوای آموزشی، در کنار به رسمیت شناختن تفاوت‌های فرهنگی و اقتصادی و اجتماعی در مناطق مختلف کشور.

4- توانمندسازی مدرسه‌محور؛ زمینه‌سازی برای نقش‌آفرینی کلیه مدارس به‌ویژه مدارس مناطق محروم‌تر، در برنامه‌های کلان فقرزدایی و توانمندسازی، با هم‌افزایی میان توانمندسازی در آموزش، سلامت جسمی، سلامت روحی و تغذیه.

اگر این 4 نکته در برنامه‌های وزیر جدید جایگاه شاخصی داشته باشند، گام نخست برای رشد محسوس تعامل وزارت آموزش و پرورش با جامعه اقتصاددانان، برداشته خواهد شد.

 

منبع : دنياي اقتصاد به قلم استادميثم هاشم خاني

+ نوشته شده توسط رضا محمودی در دوشنبه دهم آبان ۱۳۹۵ و ساعت 8:35 |

 

تعاونی دانش بنیان توسعه گیاهان قندی نمونه تعاوني اقدام و عمل

تعاوني دانش بنيان رضا محمودي درخش

 

تعاونی دانش بنیان توسعه گیاهان قندی یکی از تعاونی های دانش بنیان کشور است که در زمینه تولید بذور اصلاح شده چغندر قند فعالیت می کند و توانسته در مدت حدود ۳ سالی که از آغاز به کارش می گذرد، حدود ۲۲ درصد از بازار بذر چغندر قند کشور را از آن خود کند. فعالیت های این تعاونی البته محدود به تولید بذر چغندر قند نمی شود و قرار است بذور اصلاح شده ذرت، آفتابگردان، گوجه فرنگی و حتی پنبه هم توسط آنها تهیه شود. قمیت بذر چغندر قند تولیدی این تعاونی هم حدوداً نصف نمونه های خارجی است و به این ترتیب، قیمت یکی از مهمترین کالاهای اساسی در سبد خانوار، یعنی شکر، می تواند دستخوش فعالیت ۱۵۰ عضو این تعاونی دانش بنیان باشد. با جواهد گوهری، مدیر عامل تعاونی دانش بنیان توسعه گیاهان قندی مي گويد  در زمستان سال ۱۳۹۲ و زیر نظر موسسه تحقیقات اصلاح و تهیه بذر چغندر قند که تحت نظارت وزارت جهاد کشاورزی فعالیت می کند آغاز به کار کرد. این تعاونی در حال حاضر ۱۵۰ نفر عضو دارد که ۴۰ نفر از آنها اعضای هیئت علمی خود موسسه هستند و ۷۰ درصد از اعضای آن هم تحصیلات بالاتر از کارشناسی دارند. ما فناوری تولید بذر اصلاح شده چغندر قند را که توسط خودمان ابداع شده به معاونت علمی و فناوری ریاست جمهوری دادیم و در دی ماه سال ۱۳۹۳، توانستیم عنوان شرکت دانش بنیان را به دست بیاوریم.

حال حاضر، از ۲.۵ میلیارد تومان اندوخته تعاونی توسعه گیاهان قندی، رقمی در حدود ۷۰۰ میلیون تومان را خود اعضا تأمین کرده اند و این چیزی است که خارج از توان تک تک افراد است. این یعنی خارج از ساختار و قالب تعاونی، ما نمی توانستیم اقداماتی را که تاکنون به انجام رسانده ایم، عملی کنیم. از طرف دیگر، ما تنها در قالب تعاونی موفق به ارائه خدمات نظارتی و اعزام کارشناسان به اقصی نقاط کشور بوده ایم.

تک تک ۱۵۰ نفر عضو شرکت ما، خودشان را در درآمد آن سهیم می بینند و با توجه به سودآوری بالایی که ما داشته ایم (سالانه بیش از ۱۲۰ تا ۱۳۰ درصد) اعضا همزمان با عضویت در شرکت، منفعت مالی هم داشته اند. به این ترتیب، اعضا از یکدیگر شناخت دارند و البته انتظار دریافت حقوق و سود به صورت فوری هم ندارند، چرا که شرکت را از آن خود می دانند.

وجود اعضای متعدد در سراسر کشور به این معنی است که ما اکنون ۱۵۰ مبلغ و منتقد همزمان در نقاط مختلف داریم و می توانیم از نقاط قوت و ضعف مان همزمان بهره ببریم. ما در حال حاضر فعالیت برای تولید بذر اصلاح شده ذرت را هم آغاز کرده ایم. در همین مدت ۶۰۰ تن بذر کلزای تولید شده توسط شرکت های دیگر را هم فرآوری کرده ایم و فرآوری بذور آفتابگردان، گوجه فرنگی و پنبه را هم در دستور کار داریم. ما برای ۲ سال متوالی به عنوان تعاونی برتر شناخته شده ایم و مدتی قبل هم فراخوانی به دانشگاه ها دادیم که آمادگی تجاری سازی طرح های پژوهشی را داریم.

425714518_182427_10865652683762704942

به نظر شما چه اتفاقی باید در بخش تعاون رخ بدهد که مشکلات از پیش پای تعاونی های دانش بنیان برداشته شود؟

من فکر می کنم سازمان ها و نهادهای دست اندر کار باید از جزیره ای عمل کردن اجتناب کنند و تصمیمات شان هماهنگ با هم باشد. اجازه بدهید مثالی بزنم. اکنون گفته می شود تولید محصولات دانش بنیان معافیت مالیاتی ۱۵ ساله دارد اما ظاهراً این موضوع برای ممیزان مالیاتی جا نیفتاده یا برخی از آنها دوره های آموزشی کافی ندیده اند. به ما گفته می شود شما محصول دانش بنیان تولید کرده اید اما باید مالیات کارگران آن را بدهید!

اعضای هیئت علمی می توانند به بانک ها مراجعه کنند و به راحتی با شرط کسر از حقوق، وام های ۱۰۰ میلیون تومانی و ۵۰ میلیون تومانی دریافت کنند. ۴۰ نفر عضو هیئت علمی در تعاونی ما می توانند به این ترتیب، بر روی هم حدود ۲ میلیارد تومان وام بگیرند اما بانک ها به مجموع این افراد وام نمی دهند و می گویند افراد می توانند به صورت تک تک درخواست وام کنند. این در حالی است که دریافت وام به این شکل حتی ضمانت بازپرداخت بهتری هم خواهد داشت.

 

منبع : تعاون انلاين

+ نوشته شده توسط رضا محمودی در یکشنبه نهم آبان ۱۳۹۵ و ساعت 11:47 |

+ نوشته شده توسط رضا محمودی در یکشنبه نهم آبان ۱۳۹۵ و ساعت 9:23 |
رئيس جمهور روحاني : اقتصاد تعاونی، اقتصاد عادلانه برای همه

رییس جمهوری با بیان اینکه کشور ما با مشکلاتی در بخش اقتصاد رو به رو بوده است، گفت: مسیر ما مسیر آرامش ، فضای جدید ، هوای نو برای تنفس و حرکت در مسیر رشد و توسعه این کشور است. اینکه دولت با کمک مردم می‌بایست کاری انجام می‌داد تا تحریم‌های غلط ظالمانه و ضد حقوق بشری را کنار بزند و فضا را برای حرکت و توسعه باز کند، برای این بود که تعاونی‌های سراسر ایران زمین در فضای نو حرکت سریع و با شتاب خود را برای آبادانی ایران آغاز کنند.

حجت الاسلام والمسلمین حسن روحانی در نشست مدیران اتحادیه‌های سراسری تعاونی‌های کشور با تبیین موضوعات اقتصادی و با بیان اینکه هر سه بخش اقتصاد دولتی، تعاونی و خصوصی برای ما ارزشمند است اظهار کرد: متاسفانه در سال‌های گذشته اقتصاد ما دولتی بود که از این بخش، باید کاسته شود و سهم اقتصاد دولتی به دو بخش دیگر واگذار گردد.

وی اضافه کرد: البته همه شما می‌دانید بخش‌های مختلف دولتی هنگامی که می‌خواهیم بخشی از اقتصاد را از آنها بگیریم و به مردم واگذار کنیم برایشان سخت است و تحمل نمی کنند و هر روز بهانه می آورند. گاهی اوقات مسوولان دولتی که ان شاالله همه خوب هستند اینگونه‌اند. رییس جمهوری در این بخش به مزاح گفت: گاهی اوقات مال دادن از جان دادن سخت تر است.

رییس جمهوری در ادامه با تاکید بر اینکه همه بخش‌های دولتی باید خودشان را برای این امر مهم (واگذاری به بخش خصوصی) آماده کنند، گفت: اقتصاد دولتی کارایی لازم را ندارد.
روحانی اضافه کرد: تعاونی مسیری است که اجازه نمی دهد ثروت در یک نقطه جمع شود و هم فقر را می زداید و هم اجازه نمی دهد ثروت فرار کند و دست ها تهی شود. تعاونی جایی است که اقتصاد عادلانه را برای یک جمع به ارمغان می آورد.

رییس جمهوری خطاب به وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی گفت: این وزارتخانه باید آسیب شناسی کند که تعاونی ها کجا موفق بودند و کجا موفق نبودند. تا آن جایی که موفق بودند، چگونه توسعه دهیم و کمک کنیم و آنجا که موفق نبودند تغییرات لازم را ایجاد کنیم تا توفیق به دست آید.
رییس قوه مجریه همچنین به تعاونی های مرز نشین که در برخی بخش‌ها همچون حمل و نقل و کشاورزی موفق بودند اشاره کرد و گفت: هنر تعاونی این است که از کنج روستاها تا پس کوچه شهرهای بزرگ از خیابان و مزرعه تا درون خانه می تواند تحول ایجاد کند.
وی ادامه داد: یکی از کارهای مهمی که باید انجام دهیم ایجاد اشتغال برای بانوان عزیز است. آنها هم باید دارای شغل باشند . نباید تصور کنیم اشتغال و کار ، ویژه مردان است و زن ها فقط باید در خانه بمانند و بچه‌داری کنند.

روحانی با تاکید بر جنبه نشاط و غرورآور کار و اشتغال گفت: وزارت تعاون باید سند تعاون را تهیه کند و برای تصویب به دولت بیاورد. رییس شورای عالی امنیت ملی تصریح کرد: امروز در شرایط پسا تحریم، همه باید به صحنه بیاییم و از این فرصت استفاده کنیم. ان شا الله تعاونی ها نقش ارزشمند و سازنده خود را برای ایران توسعه یافته و آباد بخوبی ایفا کنند.

منبع : روزنامه دنیای اقتصاد - شماره 3579 هفته تعاون

+ نوشته شده توسط رضا محمودی در چهارشنبه پنجم آبان ۱۳۹۵ و ساعت 15:14 |

برابر آمارهاي ارائه شده توسط وزارت صنعت مدن و تجارت تا نيمه مهر ماه سال جاري استان هاي اصفهان حراسان رضوي تهران  مركزي و گيلان پنج استان اول در جذب وام بوده اند مطابق همين آمار بیشترین حجم ثبت نام و پرداخت تسهیلات مربوط به استان اصفهان است. در این استان از میان 4 هزار و 639 متقاضی دریافت تسهیلات، 993 متقاضی موفق به اخذ وام ارزان شده‌اند. از سوی دیگر، براساس آمار اعلام شده از میان این تعداد ثبت‌نام، هزار و 927 متقاضی به بانک معرفی شده‌اند و تسهیلاتی به ارزش 8 هزار و 380 میلیارد ریال پرداخت شده است.در خراسان رضوی به 981 متقاضی تسهیلات پرداخت شده و به این ترتیب این استان عنوان دومین استان موفق در این مدت را به خود اختصاص داده است. این استان در مجموع دو هزار و 666 ثبت نام داشته است که از این تعداد هزار و 901 متقاضی به بانک معرفی شده‌اند و تسهیلاتی معادل 6 هزار و 389 میلیارد ریال دریافت کرده‌اند. اما استان تهران اگرچه در این مدت با دریافت 9 هزار و 809 میلیارد ریال بیشترین تسهیلات دریافتی را داشته است، با این حال به لحاظ تعداد کل پرداختی‌ها این استان در مدت زمان مورد بررسی در جایگاه سوم قرار گرفته است. تعداد کل پرداختی‌ها برای این استان 814 متقاضی بوده است. از سوی دیگر، در استان تهران در مجموع دو هزار و 479 متقاضی ثبت نام داشته‌اند که از این تعداد، هزار و 443 مورد به بانک معرفی شده‌اند. استان مازندران چهارمین استانی است که در این مدت با دریافت 810 فقره تسهیلات در رده چهارم قرار گرفته است. براساس آمار وزارت صنعت، معدن و تجارت در مدت زمان مورد بررسی در مجموع 4 هزار و 528 متقاضی در این استان ثبت نام داشته‌اند که از این تعداد دو هزار و 61 متقاضی به بانک معرفی شده‌اند و تسهیلات 3 هزار و 923 میلیارد ریالی را دریافت کرده‌اند. اما پنجمین استان موفق در دریافت وام رونق به استان گیلان اختصاص داشته است. مجموع تسهیلات پرداخت شده به این استان برابر با 509 فقره و ارزش آن برابر با 3 هزار و 273 میلیارد ریال بوده است. مطابق آمار وزارت صنعت، معدن و تجارت تا 11 مهرماه، 57 هزار و 312 متقاضی در استان‌های مختلف کشور برای دریافت تسهیلات ثبت نام کرده‌اند که از میان آنها 30 هزار و 187 متقاضی به بانک‌ها معرفی شده‌اند و در نهایت 10 هزار و 512 متقاضی توانسته‌اند، تسهیلاتی به ارزش 79 هزار و 974 میلیارد ریال دریافت کنند. بر اساس این آمار، از مجموع 10 هزار و 512 متقاضی که طبق اعلام وزارت صنعت موفق به دریافت تسهیلات شدند، 5561 متقاضی به‌صورت مستقیم از بانک وام گرفتند و 4951 متقاضی هم از محل معرفی وزارت صنعت وام دریافت کردند.

+ نوشته شده توسط رضا محمودی در چهارشنبه پنجم آبان ۱۳۹۵ و ساعت 13:58 |

تعاونی «توسعه ایمن پرواز» :پرواز صنعت هوانوردی با بالهای عدالت بخش تعاون

photo_2016-10-25_14-57-58

-صنعت هوایی ایران فراز و فرود کم ندیده است. از روزهایی که اصلی ترین هواپیمایی ایران کم خطرترین هواپیمایی ایران بود تا روزهایی که توپولوف های روسی مدام سقوط می کردند و شلاق تحریم ها، صنعت هوایی ایران را بیش و پیش از هر صنعت دیگر زیر ضرب گرفته بود، مدت ها گذشته است. صنعت هوایی ایران حالا می رود که جان بگیرد: ایران صدها فروند هواپیمای مسافربری از بزرگترین شرکت های سازنده هواپیما خریداری کرده است و دور نیست روزی که کشور به هاب هوایی منطقه تبدیل شود. در این میان اما نقش تعاونی ها چیست؟ با علی شمس، مدیر عامل شرکت تعاونی «توسعه ایمن پرواز» به گفت و گو نشستیم. از او در مورد کیفیت فعالیت تعاونی ها در صنعت هوایی پرسیدیم. تعاونی توسعه ایمن پرواز بزرگترین تعاونی فعال کشور در حوزه صنعت هوایی است و هر چند ۶ سال بیشتر از راه اندازی اش نمی گذرد اما توانسته به خوبی در بازار سنگین و کم تحرک صنعت هوایی ایران جا باز کند. مصاحبه تعاون آنلاین با مدیر عامل شرکت تعاونی توسعه ایمن پرواز را در ادامه می خوانید:

 

*آقای شمس به عنوان مدير عامل  شرکت تعاونی توسعه ایمن پرواز  تاریخچه و خدماتی که اين شركت ارائه می دهد را به اختصارتوضيح دهيد .

شرکت تعاونی «توسعه ایمن پرواز» با نام اختصاری «تاپ» در سال ۱۳۸۹ با این ایده که بازوی اجرایی دولت در بخش تخصصی هوانوردی باشد تشکیل شد. از دلایل تشکیل این شرکت تعاونی علاوه بر انگیزه های حرفه ای، کمک به معیشت کارکنان ودر راستای تسهیل در امور اداری، با استفاده از تخصص پرسنل سازمان هواپیمایی کشوری اشاره کرد. راه اندازی این شرکت تعاونی تلاشی بوده است برای استفاده از تخصص و تجربه کسانی که در زمینه صنعت هوایی آموزش دیده بودند و دولت برای آموزش آنها هزینه کرده بود. ما تلاش کردیم این افراد را در یک جا گرد هم بیاوریم و از تخصص و تجربه آنها استفاده کنیم.

طبق قانون، تعاونی ها برای برون سپاری بخش تصدی گری خدماتی که دولت ارائه می دهد در اولویت هستند و این یکی دیگر از انگیزه های تاسیس شرکت تعاونی توسعه ایمن پرواز است. با توجه به اینکه این تعاونی از نظر ملاحظات دولتی و حاکمیتی تحت کنترل و مورد اعتماد سازمان هواپیمایی کشوری است، با تاسیس این شرکت موافقت شد. به همین سبب برخی از مجوزهایی که امکان واگذاری آنها به غیر وجود ندارد، مانند مجوز اعمال نظارتها و بازرسی ها، به تعاونی تاپ واگذار شد. با همه این ها، شرکت تعاونی تاپ، در اصل یک شرکت نوظهور است چرا که بسیاری از مراحل قانونی ثبت و اخذ مجوز و نیز فراهم کردن الزامات تخصصی مورد نیاز شرکت تنها در ۶ سال گذشته پیگیری شده اند.

علی رغم بهره مندی شرکت تعاونی تاپ از انواع متخصصین صنعت هواپیمایی و هوانوردی، این سازمان مقررات سخت گیرانه تری نسبت به دیگر بخش های خصوصی برای شرکت تعاونی تاپ اعمال می کند تا شائبه سوء استفاده از موقعیت پیش نیاید. به عنوان مثال، اخذ مجوزهای اولیه برای راه اندازی شرکت تعاونی تاپ بیش از ۵ سال به طول انجامید.

*یکی از موارد انگیزشی که برای بهره گیری از ساختار تعاونی مورد اشاره قرار دادید، معافیت های مالیاتی بود که در مورد تعاونی ها اعمال می شود. به غیر از این مورد چه محاسن دیگری در بخش تعاون وجود دارد که موجب شده از این ساختار استفاده کنید؟

تخصص های صنعت هوانوردی پراکنده و چند شاخه است. گروه عملیات، خلبانان، مهمانداران، ایمنی زمینی، خدمات زمینی، مراقبت پرواز، اقدامات فنی، بازرگانی، اداری و مالی و تامین نیروی انسانی از شاخه های این صنعت هستند که هر کدام زیر شاخه های مربوط به خود را هم دارند. علوم مرتبط با هرکدام از این گروه ها و زیرشاخه ها نیز آنقدر گسترده و پراکنده هستند که هرگز نزد یک نفر جمع نمی شود. به عنوان مثال کسی که می خواهد خلبان شود باید با دروسی مانند هواشناسی، فیزیولوژی بدن، روانشناسی فردی و موتور هواپیما آشنایی نسبتاً کاملی داشته باشد. مطالعه این طیف وسیع از علوم هم آمادگی ذهنی فوق العاده بالایی می طلبد. از طرف دیگر، صنعت هوانوردی به حدی مهم و استراتژیک است که در برجام، نه تکنولوژی هوانوردی بلکه محصولات هوانوردی را وجه معامله مذاکرات قرار می دهند. از دلایل انتخاب الگوی تعاونی، استفاده از این دانش پراکنده و جلوگیری از انتقال ناقص آن به نسل بعدی است. به همین جهت یکی از دپارتمان های مهم تعاونی  تاپ بخش آموزش است. ما در این دپارتمان قصد داریم نسل بعدی صنعت هوانوردی را تربیت کنیم.

منبع :تعاون انلاين

+ نوشته شده توسط رضا محمودی در سه شنبه چهارم آبان ۱۳۹۵ و ساعت 15:41 |
http://www.ttbank.ir/upload/news/Mahdian.jpg

دكتر مهدیان سرپرست بانک توسعه تعاون گفت: افزایش سرمایه بانک توسعه تعاون سبب افزایش حمایت این بانک از تعاونی ها و کسب و کارهای خرد و متوسط و همچنین افزایش اشتغال خواهد شد.هدیان سرپرست بانک توسعه تعاون گفت: افزایش سرمایه بانک توسعه تعاون سبب افزایش حمایت این بانک از تعاونی ها و کسب و کارهای خرد و متوسط و همچنین افزایش اشتغال خواهد شد.هدیان سرپرست بانک توسعه تعاون گفت: افزایش سرمایه بانک توسعه تعاون سبب افزایش حمایت این بانک از تعاونی ها و کسب و کارهای خرد و متوسط و همچنین افزایش اشتغال خواهد شد.

حجت اله مهدیان در همایش فصلی مدیران این بانک در شهر شیراز با بیان این مطلب خاطر نشان کرد: بانک توسعه تعاون به عنوان بانک تخصصی بخش تعاون تاکنون توانسته است، تسهیلات مفیدی را جهت حمایت از تولید و اشتغال کشور در اختیار تعاونی ها قراردهد که انشااله به زودی با افزایش سرمایه این بانک بتوانیم خدمات ارزنده ای را در راستای اهداف دولت جهت حمایت از بنگاه های خرد و متوسط ارائه دهیم.

 

 

+ نوشته شده توسط رضا محمودی در سه شنبه چهارم آبان ۱۳۹۵ و ساعت 15:27 |

مشارکت در برنامه توسعه سازمان ملل از مهمترین بخش های این نشست دو سالانه تعاوني ها در كبك كانادا درباره این مشارکت و برنامه کار ي تعاونی ها تا سال ۲۰۳۰ .Image result for http://www.coopsfor2030.coop

در اين اجلاس ا برای تنظیم سند چشم انداز ده ساله تعاون در سال ۲۰۱۳ زحمات بسیارکشیده شد و  تلاش شد یک چارچوب  برای توانمند سازيتعاونی ها بسازند. با ورود به فاز دوم استراتژی خود در این سند چشم انداز  مطمئن شوند که ابزار قدرتمندی برای رسیدن به خواسته هایشان دارند. چارچوب تعاون در سال ۲۰۳۰ یکی از این ابزارهاست که اعضا خانواده تعاون  از آن در روز جهانی تعاونی ها در سال ۲۰۱۶ رونمایی کردند. براساس این چارچوب تعاونی ها می توانند در تحقق اهداف برنامه توسعه پایدار سهیم شوند. این کمپینی است که تعاونی ها را برای ساختن آینده ای بهتر متحد می کند. این چارچوب جدید تعاونی ها را با برنامه توسعه پایدار آشنا می سازد، برای رسیدن به اهداف به تعاونی ها مشاوره می دهد، روند اجرایی آنها را دنبال می کند و نحوه مشارکت دیگر تعاونی ها را رصد می کند.

لذا تعاونی ها را دعوت می کنم تا از طریق سایت www.coopsfor2030.coop  برای همکاری با این کمپین و سازمان ملل اعلام آمادگی کنند. ما می خواهیم به گوش همه جهانیان برسانیم که پایداری، تجارت مردم محور، ایجاد شغل مناسب و وسعت تعاونی ها باعث می شود که ما بتوانیم نقش مهمی در رسیدن به  اهداف تا سال ۲۰۳۰ داشته باشیم.

+ نوشته شده توسط رضا محمودی در دوشنبه سوم آبان ۱۳۹۵ و ساعت 11:35 |

 ترویج تعاون در اداره تعاون مریوان

به مناسبت هفته تعاون گردهمائی با هدف ترویح فرهنگ تعاون و توسعه مشارکت های مردمی و همچنین مسابقات ورزشی برای بانوان در مریوان برگزار شد.

به مناسبت هفته تعاون گردهمائی با هدف ترویح فرهنگ تعاون و توسعه مشارکت های مردمی و همچنین مسابقات ورزشی برای بانوان در مریوان برگزار شد.

هفته تعاون هر ساله در نيمه  شهریورماه  در تمام كشور از جمله شهرستان زيباي مریوان برگزارمي شود و هدف آن ترویح فرهنگ تعاون و توسعه مشارکت های مردمی مي باشد . در این گردهمایی که در مرکز آموزش فنی وحرفه ای شهر مریوان بجمعي از کارآموزان این مرکز حضور داشتند.

خسروی کارشناس اداره تعاون کار و رفاه اجتماعی مریوان در مورد آشنایی کار آموزان با انواع کسب وکار، اهداف واهمیت بخش تعاون، مزایای تشکیل تعاونی، نحوه تشکیل تعاونی و ارکان تعاونیمطالبي را  ارائه نمود.
همچنین به همین مناسبت مسابقات ورزشی برای بانوان در رشته تنیس روی میز خواهران در شهرستان مریوان برگزار شد. این مسابقات که با حضورتعدادی زیادی ازخواهران علاقمند به تنیس در سالن تنیس روی میز هیئت تنیس روی میز این شهرستان برگزار شد، خانم ها دلیله فتاحی ،ناهیده غلامی وشنو ایزدی موفق به کسب رتبه های اول تا سوم شدند و جوایز ارزنده ای به آنها اهدا گردید. ضمن تشكر از خدمات همكاران و مرويجين محترم استان كردستان از جمله شهر زيباي مريوان از خداوند بزرگ پيروزي و بهروزي انان و همه تعاونگران ايران از جمله مريوان عزيز را خواستاريم

 

 

+ نوشته شده توسط رضا محمودی در یکشنبه دوم آبان ۱۳۹۵ و ساعت 11:26 |
تصويب بي‌بودجه مصوبه بي‌اقدام رضا محمودي درخش - روزنامه اقتصادي تعادل رضا محمودي درخش

در سند چشم‌انداز 1404 كه در سال 84 تدوين شده بود، برنامه‌يي 12گانه در قالب برنامه چهارم توسعه براي گسترش سهم تعاون از اقتصاد ايران پيش‌بيني شد.  بر اساس اين سند، لازم بود سهم تعاون از اقتصاد ايران در پايان سال 1404 به 25درصد برسد. برنامه چهارم در اجرا ناتمام ماند و برنامه پنجم كه امسال نيز براي يك سال ديگر تمديد شد، با كاستي‌هاي فراواني روبه‌رو بود. بنابراين با توجه به بي‌ثمر بودن 2 برنامه از 4 برنامه پيش‌بيني شده، مي‌توان گفت دستيابي به سهم 25درصدي كه در سند چشم‌انداز مقرر شده ناممكن است.  يكي از مشكلاتي كه سند چشم‌انداز با آن مواجه است، اين است كه برش سالانه و برش برنامه‌يي ندارد. يعني نمي‌توان پيشرفت برنامه را در دوره‌هاي مختلف سنجيد. بنابراين راهي براي آنكه بفهميم آيا اكنون از برنامه مورد نظر عقب افتاده‌ايم يا خير وجود ندارد. تنها راه موجود، سنجش سهم فعلي تعاون از اقتصاد ايران و مقايسه آن با سهم هدف‌گذاري شده است.  در ساليان اخير، به خصوص در دولت‌هاي نهم و دهم، به دنبال افزايش بي‌سابقه قيمت دلار و تنش‌هاي اقتصادي، اقتصاد ايران به سمت كوچك‌تر شدن پيش رفت. سهم تعاون از اين اقتصاد نيز به همان نسبت كوچك شد. در واقع سهم تعاون از اقتصاد در اقتصاد بزرگ‌تر پيش از سال 1384، 5 تا 7 درصد بود و در اقتصاد كوچك شده سال 1392 نيز، اين سهم به همين ميزان باقي ماند. 10سال پس از تصويب سند چشم‌انداز 20 ساله افق 1404، سهم تعاون از اقتصاد ثابت مانده است. اين واقعيت را مي‌توان عقب ماندن از اهداف پيش‌بيني شده تعبير كرد.  اما چرا برنامه‌هاي توسعه در حوزه تعاون به نتيجه مطلوب نرسيدند؟ بسياري از كارشناسان معتقدند جداي از مشكلات اقتصادي ذكر شده، ذهنيت غلط و توقع بيش از حد از بخش تعاون در اين نارسايي موثر بوده است. در واقع اين سوال وجود دارد كه آيا اساسا بخش تعاون ظرفيت تامين 25درصد از اقتصاد كشور را دارد؟ مطالعه كشورهاي پيشرفته دنيا نشان مي‌دهد كه بخش تعاون در اقتصاد اين كشورها از سهمي 4 تا 5درصدي برخوردار است. بنابراين مي‌توان نتيجه گرفت كه سهم منطقي تعاون از اقتصاد در همين حدود است و هدف‌گذاري براي دستيابي به سهمي بيش از اين مقدار، ناشي از تفكري ايده‌آل گراست.  البته بايد به اين مساله توجه داشت كه همواره آنچه به عنوان ارزش اقتصادي، در ذهن برنامه‌ريزان و مجريان ايراني بوده و هست، قيمت اقتصادي و ارزش افزوده توليد است. ذهنيت برنامه‌ريزي در ايران هيچ‌گاه به ابعاد اجتماعي مساله تعاون نپرداخته است. به عنوان مثال، اگر يك تعاوني دهياري در يك روستا با تجميع سرمايه اهالي اقدام به ساخت زيرساخت‌هايي مانند راه آب كند، تنها ارزش محاسبه شده ارزش افزوده ناشي از كاربرد آب در توليد كشاورزي خواهد بود. حال آنكه مشاركت مردم و فعاليت اجتماعي آنها خود يك ارزش اجتماعي محسوب مي‌شود و مي‌تواند از جنبه اقتصادي نيز قيمت‌گذاري شود. پارامترهايي مانند آنچه بورديو سرمايه اجتماعي و نمادين مي‌نامد، در قيمت‌گذاري خدمات ارائه شده توسط تعاوني‌ها مدنظر قرار نمي‌گيرد و اين مساله به كاهش سهم محاسبه شده تعاوني‌ها از اقتصاد كشور مي‌انجامد. در حال حاضر، اگر پارامترهاي اجتماعي تعاوني‌ها به ارزش اقتصادي تبديل شود، سهم تعاوني‌ها از اقتصاد، از 5درصد به رقمي در حدود 15درصد افزايش خواهد داشت. اما به هرحال قاطعانه مي‌توان گفت كه حتي در اين صورت نيز دستيابي به سهم 25درصدي ناممكن است. طبق اصل 44 قانون اساسي، اقتصاد ايران به 3بخش تقسيم شده است. اگر هر يك از اين 3، سهمي مساوي از اقتصاد داشته باشند، بايد 33درصد از اقتصاد ايران در اختيار تعاوني‌ها باشد و اين به آن معناست كه 33درصد از درآمد كشور نيز به تعاوني‌ها اختصاص يابد. اما نه 33 درصد و نه حتي معادل 25 درصد سهمي كه در سند چشم‌انداز 20ساله پيش‌بيني شده به تعاوني‌ها اختصاص نيافته است. پيشنهادي به مجلس ارائه شد كه 5درصد از درآمد حاصل از فروش نفت ايران به بخش تعاون اختصاص يابد، اما اين پيشنهاد راي نياورد. نهايتا مقرر شد سهمي يك درصدي نصيب بخش تعاون شود، اما اين مصوبه نيز عملياتي نشد. حال سوال اينجاست كه آيا تنها با اولويت‌گذاري و تصويب اسناد چشم‌انداز مي‌توان به هدف تعيين شده دست يافت؟ آيا بدون بودجه كافي مي‌توان سياستي را اجرايي كرد؟ مجلس بايد اين موضوع را در نظر بگيرد كه در كنار تصويب مصوبه‌ها، بايد بودجه‌يي نيز براي اجرايي كردن آنها اختصاص يابد.                                                                           رضا محمودي درخش مدير ترويج تعاون                                                            وزارت تعاون كار و رفاه اجتماعي و مدرس دانشگاه

+ نوشته شده توسط رضا محمودی در یکشنبه دوم آبان ۱۳۹۵ و ساعت 10:13 |
رکود حاکم بر اقتصاد کشور و لزوم اتخاذ سیاست‌های مناسب برای ایجاد اشتغال از طریق توسعه بنگاه‌های کوچک و متوسط، کاوش و بررسی برنامه‌های حمایتی کشورهای موفق را گوشزد می‌کند. مرکز پژوهش‌های مجلس در گزارشی مدل آلمانی برندسازی را بررسی کرده است. ویژگی‌های بارز سیاست‌های حمایتی آلمان را می‌توان در متنوع بودن حمایت‌ها، رویکرد کثرت‌گرایی در اعمال حمایت‌ها، عدم تمرکز بر منابع مالی دولتی، توزیع حمایت‌ها توسط تشکیلات صنفی و منطقه‌ای، ارائه خدمات مشاوره‌ای از سوی بانک‌ها، نظام آموزشی دوگانه و گذر از اقتصاد صنعتی به اقتصاد دیجیتال و دانش‌بنیان جمع‌بندی کرد.

 بررسی تجربه کشورهای موفق در حمایت از بنگاه‌های کوچک و متوسط، می‌تواند تصمیم‌سازان و سیاست‌گذاران را در تقویت و توسعه این بنگاه‌ها کمک کند. بنگاه‌های کوچک و متوسط به‌عنوان پیشران اقتصاد، نقش قابل توجهی در اشتغال‌زایی، نوآوری، آموزش نیروی کار، توسعه صادرات، سرمایه‌گذاری و در نهایت رشد اقتصادی کشورها دارند. بر اساس گزارشی که نهاد پژوهشی مجلس منتشر کرده، بررسی 39 برنامه مختلف حمایتی ارائه شده از سوی نهادهای حمایت‌کننده از بنگاه‌های کوچک و متوسط در آلمان نشان می‌دهد که ساختار مناسب تامین سرمایه، تشکیلات صنفی گسترده و متنوع، دیدگاه مدیریتی آینده نگر و مبتنی بر مشتری، حمایت از نوآوری و فعالیت‌های تحقیق و توسعه، همچنین آموزش‌های فنی و حرفه‌ای قوی، از دلایل اصلی موفقیت برنامه‌های حمایتی در تولد و رشد بنگاه‌های کوچک و متوسط در آلمان است. همچنین حمایت‌ها صرفا محدود به برنامه‌های مالی نبوده، بلکه خدمات گسترده در زمینه‌های متعدد، برنامه‌های آموزش شغلی و تضمین وام و اعتبارات از سوی نهادهای بخش خصوصی از ویژگی‌های اصلی برنامه‌های حمایتی از بنگاه‌های کوچک و متوسط در این کشور است. علاوه بر اقدامات دولت فدرال، برنامه‌های متعددی نیز با رویکرد توازن منطقه‌ای از سوی نهادهای منطقه‌ای مانند بانک نوردراین وستفالن (NRW) و بانک توسعه کسب و کار بایرن صورت می‌گیرد که از دیگر موارد قابل توجه در حمایت از بنگاه‌های کوچک و متوسط آلمان است. آلمان بزرگترین اقتصاد اتحادیه اروپا و پنجمین اقتصاد دنیا است. جمعیت شاغل در اقتصاد آلمان بیش از 43 میلیون نفر و تعداد بیکاران نیز 89/ 1 میلیون نفر است. نرخ بیکاری در سه ماه اول سال 2016 در این کشور 5/ 4 درصد اعلام شده است. از نظر عملکرد تجارت خارجی، در سال 2015 میلادی آلمان با 1196 میلیارد یورو صادرات و 948 میلیارد یورو واردات، از تراز مثبت تجاری 248 میلیارد یورویی برخوردار بوده است. همچنین به رغم برخی مشکلات در فضای اقتصاد جهانی، اقتصاد این کشور در سال گذشته نرخ رشد 7/ 1 درصدی را تجربه کرده است. تحلیل وضعیت بخش‌های اقتصادی این کشور موید آن است که بنگاه‌های کوچک و متوسط نقش موتور محرکه و پیشران اقتصادی را ایفا می‌کنند. یکی از دلایل اصلی موفقیت این بنگاه‌ها، ساختار متنوع و گسترده نظام حمایتی است؛ به‌طوری که دولت آلمان در چارچوب استراتژی برد-برد با اجرای برنامه‌های حمایتی مختلف هم در سطح فدرال و هم در سطح ایالتی، سیاست توسعه بنگاه‌های کوچک و متوسط را دنبال کرده و در فرآیند انتقال از «اقتصاد صنعتی» به «اقتصاد دیجیتال»، از طریق توسعه نوآوری و کارآفرینی نقش قابل توجهی را به این بنگاه‌ها محول کرده است.

استفاده از تجربیات سایر کشورها در چارچوب مفهوم «درس‌آموزی سیاستی» و «انتقال خط مشی» می‌تواند به اتخاذ سیاست‌های درست و صحیح در زمینه توسعه و حمایت از کسب و کارهای کوچک و متوسط به تصمیم‌سازان و سیاست‌گذاران ایرانی کمک کند. با توجه به شرایط رکودی حاکم بر اقتصاد کشور و لزوم اتخاذ سیاست‌های مناسب برای ایجاد اشتغال از طریق توسعه و حمایت از بنگاه‌های کوچک و متوسط که غالبا سهم عمده‌ای در ایجاد اشتغال در کشورها دارند، کاوش و بررسی سیاست‌ها و برنامه‌های حمایتی آلمان در این زمینه می‌تواند در تغییر نگرش و رویکرد «خط مشی‌گذاری عمومی» این بخش در ایران موثر باشد. در حال حاضر دو ایالت بایرن و نوردراین وستفالن توسعه‌یافته‌ترین ایالت‌های آلمان از نظر متغیرهای اقتصادی و بنگاه‌های کوچک و متوسط هستند. ایالت بایرن از نظر وسعت بزرگ‌ترین ایالت آلمان است. این ایالت که به ایالت آزاد بایرن مشهور است بیش از 18 درصد از تولید ناخالص داخلی آلمان را در سال 2015 به خود اختصاص داده است. ایالت وستفالن نیز بیش از 21 درصد از تولید ناخالص داخلی آلمان را تشکیل می‌دهد. به عبارت دیگر، 40 درصد از تولید ناخالص داخلی آلمان متعلق به این دو ایالت است و مدیریت‌های محلی این دو ایالت در کنار انواع حمایت‌های نظام فدرال، خود نیز سیستم حمایتی مکملی را برای رشد و توسعه بنگاه‌های کوچک و متوسط ارائه می‌کنند. در اقتصاد آلمان، موسسات و نهادهای حمایت‌کننده زیادی هم در بخش دولتی و هم بخش خصوصی با اجرای برنامه‌های متنوع حمایتی به تولد و توسعه بنگاه‌های کوچک و متوسط کمک می‌کنند. برنامه‌های حمایتی مختلف از بنگاه‌های کوچک و متوسط در آلمان به تفکیک سطح اجرا، گروه‌های هدف، نوع و نحوه پرداخت نشان می‌دهد که این برنامه‌ها سطح وسیعی را دربر می‌گیرند که شامل کمک‌های مالی بلاعوض، خدمات مشاوره، وام و کمک‌های سرمایه‌ای و کمک‌های ضمانتی می‌شود. عمده این حمایت‌ها در زمینه‌های توسعه کارآفرینی، سرمایه‌گذاری، اشتغال، آموزش‌های شغلی، نوآوری، بازرگانی خارجی و انرژی‌های تجدیدپذیر صورت می‌گیرد. اثربخشی برخی از این برنامه‌های حمایتی یا توسط خود نهادهای ارائه‌کننده یا توسط نهادهای پژوهشی مستقل به‌طور مستمر ارزیابی می‌شود. در مجموع ویژگی‌های بارز سیاست‌های حمایتی آلمان را می‌توان به شکل زیر جمع‌بندی کرد: 1- متنوع بودن حمایت‌ها: بررسی برنامه‌های حمایتی از بنگاه‌های کوچک و متوسط در آلمان نشان می‌دهد که این برنامه‌ها از تنوع موضوعی، بخشی و جغرافیایی زیادی برخوردارند. حمایت‌ها صرفا به برنامه‌های کمک مالی یا وام محدود نیست. از خدمات مشاوره‌ای بسیار گسترده که از سوی شبکه تشکیلات صنفی و حرفه‌ای ارائه می‌شود تا برنامه حمایت از آموزش شغلی و حرفه ای، تضمین وام و اعتبارات، سبد حمایتی بسیار متنوعی را برای این بنگاه‌ها فراهم می‌کند. هر چند سبد حمایتی بسیار متنوع است، اما برای تقویت رقابت‌پذیری میزان و زمان استفاده از این حمایت‌ها محدود است. 2- رویکرد کثرت گرایی در اعمال حمایت‌ها: بررسی برنامه‌های حمایتی ارائه شده در آلمان نشان می‌دهد که این برنامه‌ها از نظر شمولیت گسترده بوده و تمرکز بر بخش یا فعالیت ویژه‌ای ندارد. همه بخش‌های اقتصادی و همه بنگاه‌ها می‌توانند از برنامه‌های حمایتی مرتبط با فعالیت خود بهره مند شوند. 3- عدم تمرکز بر منابع مالی دولتی: به رغم اینکه برنامه‌های متنوعی برای حمایت از بنگاه‌های کوچک و متوسط وجود دارد، ولی نقش منابع مالی دولت در تامین سرمایه یا اعتبارات چندان زیاد نیست. نزدیک به 54 درصد از منابع مالی این بنگاه‌ها مبتنی بر سرمایه شخصی است و سهم منابع دولتی محدود به 11 درصد است. این امر مبین آن است که در تامین مالی، چشم بنگاه‌ها به دولت و نهادهای دولتی نیست. 4- توزیع حمایت‌ها توسط تشکیلات صنفی و منطقه‌ای: در آلمان دولت با کمک تشکیلات صنفی مثل اتاق‌های بازرگانی، اتحادیه‌های کارگری، صندوق‌های سرمایه‌گذاری، موسسات آموزش فنی و حرفه‌ای و نهادهای منطقه‌ای حمایت‌های خود را توزیع می‌کند. این شیوه توزیع توسط خود ذی‌نفعان می‌تواند فضای رانت و فساد را در توزیع حمایت‌ها کاهش دهد. 5- بانک‌های مشاور به جای طلبکار: نکته حائز اهمیت در بررسی برنامه‌های حمایتی بنگاه‌های کوچک و متوسط آن است که هرچند شبکه بانکی عمدتا با فعالیت‌های بانکی و پرداخت وام شناخته می‌شود، ولی در آلمان بانک‌ها خدمات مشاوره و حتی برنامه‌های آموزشی متعددی برای این بنگاه‌ها ارائه می‌کنند. با این خدمات بانک به معنای واقعی شریک فرد کارآفرین شده و سعی دارد در مراحل مختلف همراه بنگاه اقتصادی باشد. 6- نظام آموزشی دوگانه: یکی از ویژگی‌های مهم نظام حمایتی آلمان از بنگاه‌های کوچک و متوسط، برنامه حمایت از آموزش‌های شغلی و حرفه‌ای است. بیش از 89 درصد از آموزش‌های فنی و حرفه‌ای ارائه شده در آلمان توسط بنگاه‌های کوچک و متوسط صورت می‌پذیرد و این به معنای واقعی یعنی ارتباط آموزش و صنعت. 7- هموارسازی مسیر اقتصاد دیجیتال: گذر از اقتصاد صنعتی به اقتصاد دیجیتال و دانش بنیان چشم انداز اقتصاد آلمان است. بر همین اساس ویژگی اصلی و رویکرد اساسی همه برنامه‌های حمایتی از بنگاه‌های کوچک و متوسط در آلمان بر گسترش نوآوری و تحقیق و توسعه استوار است. این رویکرد اولا کمک شایانی به جذب نیروهای متخصص در بنگاه‌های کوچک و متوسط کرده و ثانیا ماندگاری این بنگاه‌ها را در بازارهای دائما در حال تغییر بین‌المللی تضمین می‌کند.

 منبع دنياي اقتصاد شماره 3892 مورخ 95/8/2
 
+ نوشته شده توسط رضا محمودی در یکشنبه دوم آبان ۱۳۹۵ و ساعت 8:31 |
صدرنشینی مقتدرانه تيم تعاوني پیشگامان در تور دوچرخه سواری مالزی با کسب مدال های رنگارنگ

مرحله دوم تور بین المللی دوچرخه سواری مالزی با درخشش رکابزنان پیشگامان و کسب مدالهای طلا، نقره و برنز و صدرنشینی تیم پیشگامان پایان یافت.

28 مهر 1395 - 20:24                          تعداد بازدید: 2605                          کد خبر : 130445


به گزارش روابط عمومی باشگاه فرهنگی ورزشی پیشگامان، در مرحله دوم تورنمنت بین المللی مالزی که به مسافت 113 کیلومتر برگزار گردید آروین گودرزی، رضا حسینی و امیر کلاهدوز رکابزنان پیشگامانی موفق شدند بر سکوی اول تا سوم ایستاده و مدالهای طلا، نقره و برنز را بر گردن آویزند. همچنین تیم دوچرخه سواری پیشگامان در مجموع دو مرحله این تورنمنت بین المللی مقتدرانه صدرنشین شد.
در مجموع امتیازی کل تور نیز رحیم امامی رکابزن پیشگامان در صدر ایستاد و صاحب پیراهن امتیازی شد در مجموع کوهستان امیر کلاهدوز دیگر رکابزن پیشگامان اول شد و پیراهن کوهستان را به تن کرد و رضا حسینی و آروین گودرزی دوم و سوم شدند در مجموع انفرادی کل تور نیز آروین معظمی گودرزی صدرنشین و صاحب پیراهن طلایی شد و رضا حسینی ، امیر کلاهدوز و رحیم امامی در جایگاه دوم تا چهارم قرار گرفتند.

+ نوشته شده توسط رضا محمودی در شنبه یکم آبان ۱۳۹۵ و ساعت 11:56 |

 شرکت تعاونی توسعه و تجارت نیک اندیشان زاگرس گامي در جهت توسعه صادرات تعاوني هاي غرب کشور

همایش نقش تعاونی های غرب کشور در توسعه صادرات

روز سه شنبه ۲۷ مهر ماه در كنار برگزاري همایش یک روزه «نقش تعاونی‌های غرب کشور در توسعه صادرات» با محوریت مبانی اقتصاد مقاومتی که در کرمانشاه برگزار شد، سایت منطقه‌ای شرکت «تعاونی توسعه و تجارت نیک اندیشان زاگرس»  نيز افتتاح و‌ رونمایی گرديد .

در این همایش كه با مشاركت معاونت تعاون  وزارت تعاون كار و رفاه اجتماعي بر گزار گرديد جمعي ازمدیران و مسئولانی از جمله حمدالله رستمی مدیر کل آموزش تحقیقات و ترویج وزارت تعاون، معاونان استانداری ها، مدیران ادارات کل تعاون، روسای اتاق های تعاون غرب کشور و فعالان اقتصادی پنج استان غربی کشور حضور داشتند.
هیأت موسس شرکت « تعاونی توسعه و تجارت نیک اندیشان زاگرس» اتاق های تعاون استان‌های غربی به ویژه کرمانشاه، ایلام، کردستان، لرستان و همدان است که با بیش از ۱۵ سهامدار به ثبت رسیده است.
مهمترین اهداف شرکت «تعاونی توسعه و تجارت نیک اندیشان زاگرس» تقویت و ترویج فرهنگ تعاون، ایجاد همگرایی و هم‌افزایی توانمندی‌های مادی و معنوی در راستای اهداف والای بخش تعاون و همچنین تلاش برای تحقق عدالت اجتماعی و توسعه همه جانبه اقتصادی و اجتماعی پنج استان غربی کشور است.
موضوع فعالیت این شرکت منطقه‌ای شامل برگزاری نمایشگاه‌های داخلی و خارجی، صادرات و واردات کالاهای مجاز، ارائه مشاوره‌های فنی و بازرگانی، آموزش‌های تجاری، اعزام هیأت‌های تجاری به خارج از کشور و ارائه خدمات بازرگانی، گردشگری و توریسم سلامت در غرب کشور است.
گفتنی است، جمعی از فعالان اقتصادی،‌ نخبگان تجاری، تولیدکنندگان، سرمایه‌گذاران تعاونی‌های پنج استان غربی کشور نیز در همایش «نقش تعاونی های غرب کشور در توسعه صادرات» حضور داشتند و پس از ارائه مقاله‌های علمی و گزارش عملکرد از فعالیت‌های تولیدی و اقتصادی تعاونی‌های منطقه غرب کشور به بررسی ظرفیت‌های افزایش تولید، صادرات و اشتغال زایی مناطق مذکور با سایر کشورهای همجوار پرداختند.

 

 

+ نوشته شده توسط رضا محمودی در شنبه یکم آبان ۱۳۹۵ و ساعت 8:53 |

توان‌مند شدن دختران، توان‌مند شدن همه‌ی جهانیان است

توانمند كردن زنان

سال‌ها تبعیض، خشونت، فقر فرهنگی و مالی و... باعث تضییع حقوق دختران درجهان شده است. سازمان ملل متحد تاکید دارد که سرمایه‌گذاری کشورها در تامین حقوق اولیه افراد از جمله حق دختران برای بهره‌مند بودن از بهداشت و تحصیل می تواند شرایط خشونت، فقر، مرگ و میر مادران و نوزادان و بسیاری از آسیب‌های اجتماعی را کاهش دهد. در حقیقت توانمند شدن دختران و زنان به نفع همه‌ی جهانیان است نه فقط زنان.
پنج دلیل برای این‌که بدانیم چرا توان‌مند کردن دختربچه‌ها به نفع همه‌ی افراد جامعه است:
 
این حق اوست

 این یک مسئله حقوق بشری است. تبعیض هیچ جایی در قرن بیست‌ویک‌ام ندارد. همه‌ی دختران حق  دارند به مدرسه بروند، از خشونت در امان باشند، به خدمات بهداشتی دسترسی داشته باشند و به عنوان عضوی از جامعه، فعال باشند.
 
دختران توان‌مند، خانواده‌ها‌ی سالم‌تر
وقتی دختران، تحصیل‌کرده، سالم و توان‌مند باشند خانواده‌ها سالم‌تراند.  از بین بردن خلا تنظیم خانواده برای 225 ملیون دختر در سراسر جهان، که می‌خواهند از بارداری جلوگیری کنند یا آن را به تاخیر بیاندازند از اهداف جهانی است. این دختران و زنان از روش‌های مدرن پیش‌گیری از بارداری یا اطلاع ندارند و یا به آن‌ها دسترسی ندارند. محقق شدن این هدف می‌تواند مرگ و میر مادران را 67 درصد و مرگ و میر نوزادان را 77 درصد کاهش دهد.
 
دختران توان‌مند، کلید شکستن چرخه‌ی فقر خانواده‌ها
تحقیقات یک موسسه معتبر (بروکینگز) نشان می‌دهد هر سال درس خواندنِ دختران دست‌مزد آن‌ها را به طور میانیگین 12 درصد افزایش می‌دهد، در آمدی که به نفع خانواده هم خواهد بود. ضمن این‌که دختران تحصیل‌کرده و توان‌مند فرزندان سالم‌تر و تحصیل‌کرده‌تری دارند، تحصیلات بیش‌تر منجر به درآمد بیش‌تر می‌شود و چرخه‌ی فقر خانواده می‌شکند.
 
دختران توان‌مند اقتصاد جهان را تقویت می‌کنند
بر اساس گزارشی که موسسه تحقیقاتی بروگینگز منتشر کرده بالارفتن یک درصدی زنانی که تحصیلات ثانویه را تمام کرده‌اند در هر کشور، می‌تواند اقتصاد آن کشور را 0.3 رشد دهد. علاوه بر این، تنها در گزارشی که موسسه جهانی مک کینزی منتشر کرده اگر سطح مشارکت زنان در بازار کار همانند مردان بود تا سال 2025، 28 تریلیون دلار به تولید ناخالص داخلی جهانی(global GDP)اضافه می‌شد.
 
توان‌مند کردن دختران، یک کار هوشمندانه
سرمایه‌گذاری و ترویج  توان‌مند کردن دختران یکی هوشمندانه‌ترین کارهای است که ما (جامعه جهانی) می‌توانیم انجام دهیم. در حقیقت توان‌مند شدن دختران لازمه‌ی جهانی سالم‌تر و مرفه‌تر است. هر دختر حق دارد مسئول آینده و سرنوشت خود باشد، و ما باید متعهد باشیم برای حمایت از حقوق دختران و تامین رفاه آن‌ها تلاش کنیم. این از اولویت‌های مهم سازمان ملل متحد هم هست.
 

منبع : مدرسه تررويج پرتو

نوشته خانم جيني لي 7ا وكتبر 2015

+ نوشته شده توسط رضا محمودی در شنبه یکم آبان ۱۳۹۵ و ساعت 8:44 |